با سلام خدمت عزیزان مراجعه کننده در صورت نیاز میتوانید با شماره زیر در خصوص مسائل خوشنویسی و ...تماس حاصل نموده و یا ارسال پیام نمائید.
۰۹۳۲۹۰۷۰۴۰۵
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:24 توسط مهدی حسین پور
به زودی محل کلاس استاد به بزرگراه کردستان منتقل خواهد شد و همزمان آتلیه استاد نیز در آن محل افتتاح خواهد شد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:42 توسط مهدی حسین پور
به حول و قوه الهی نمایشگاه طاعت استاد درایران (تهران)با استقبال بسیار چشمگیری هم از طرف استادان و هم از طرف مردم روبرو شد ، اخبار این قضیه در سایتهای مختلف با عنوان (طاعت استاد قابل جستجو میباشد).در راستای این حرکت که آغازی بر سری نمایشگاههای بنده و دوست عزیزم جناب دلخانی میباشد هم اکنون نمایشگاهی با همین عنوان در دبی توسط دوست عزیزم جناب دلخانی بر پا گشته که به زودی اخبار کامل نمایشگاه ارائه خواهد شد.
در خصوص کلاسهای استاد معظم جناب استاد کابلی نیز ، کلاسهای روز یکشنبه ایشان نوبت دوم با کلاسهای همان روز نوبت اول ادغام شده و در ایام رمضان ۱ کلاس تشکیل میشود.از ساعت ۵ الی ۷ بعد از ظهر.
به زودی نیز نمایشگاه استاد کابلی در گالری صبا افتتاح خواهد شد که خبر آن متعاقباً اعلام خواهد شد.
نمایشگاه استاد معظم در گالری صبا لغو گردید.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:29 توسط مهدی حسین پور
سلام دوست عزيز از شما دعوت ميشود در افتتاح نمايشگاه اينجانب حضور بهم رسانيد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:44 توسط مهدی حسین پور
برروي لينك زير كليك كنيد
گالري خطوط شكسته(مهدي حسين پور)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:33 توسط مهدی حسین پور
تجليل از استاد كابلي چهره ماندگار خط شكسته
در هفته گذشته طي تماس تلفني استاد معظم جناب كابلي با خبر شديم كه مراسم تجليل از چهره هاي ماندگار ايران در محل كاخ سعد آباد برگزار خواهد شد.
اين خبر به سرعت در بين هنرمندان منتشر و هنردوستان عزيز به جهت بر ضايي مراسن به كاخ نياوران مراجعه فرمودند.
در اين برنامه كه در محل موزه چهره هاي ماندگار بود برپا گرديد و ميهمانان آن استاد كابلي ، استاد افجه ايي ، استاد بختياري و مسولين موزه و كاخ بودند . حضار نيز از گوشه كنار كشور به اين محل آمده بودند.اين مراسم كه اولين مراسم تجليل و بررسي و پرسش و پاسخ از برزگان چهره هاي ماندگار بود برنامه خود را با استاد كابلي آغاز نمود .تاريخ برنامه ۳۰/۱/۸۸ ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر در فضاي باز كاخ سعد آباد بود.
در اين نشست دوستانه و صميمي سخناني پيرامون سير تول خط و آنچه در ايران و خارج از كشور ميگذرد بوده و استادان محترم در اينباره مطالب و موضوعات بسيار عالي و مفيدي را با هم به اشتراك گذارده و عنوان نمودند.اين نشست همراه با خاطرات و مطالب جديدي از هنر ايران و كشورهاي خارجي بود و نوع نگاه هنرمندان به موضوع خوشنويسي از مطالب مطرح شده در اين مراسم چگونگي ارتباط سازي با موضوع توريسم بود كه موضوعاتي از طرف استاد بختياري و استاد كابلي مطرح گرديد كه استاد كابلي پس از پايان مراسم با مشورت دوستان مقرر فرمودند كه كلاسهاي كارگاهي را در فضاي باز مجموعه كاخ سعد آباد راه اندازي كنند تا مراجعين در تامل با هنر اصيل خوشنويسي قرار گيرند.در پايان اين مراسم پذيرايي و مصاحبه هاي خبري در حاشيه برنامه صورت گرفت كه در برنامه هاي سيما به نمايش در خواهد آمد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:20 توسط مهدی حسین پور
مبارک باد زاد روز خداوندگار خط شکسته نوین
استاد معظم جناب ید الله کابلی خوانساری
روز یکشنبه در کلاس استاد کابلی جهت گرامیداشت تولد استاد ، مراسمی کوچک انجام گرفت که جای تمام دوستداران آن استاد معظم خالی بود . البته تولد استاد بتاریخ ۵/۱۰ مقارن با رونمایی کتاب استاد فرشچیان بود ولی به دلیل اینکه دیگر دوستان نیز در آن مراسم حضور داشته باشند مراسم را تا روز کلاس عقب اندخته شد. بهر حال جای تمام دوستان خالی بود. باشد که روزی جامعه ی خوشنویسی تمام گرامیداشت ها و شادیهایشان را زیر یک سقف برپا نمایند و این محقق نمیشود تا زمانی که ما همگان را آنچه هستند گرامی بداریم .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:16 توسط مهدی حسین پور
به یاد ماندنی ترین خاطره زندگیم
من و استاد فرشچیان
ساعت ۱۰ شب چهارشنبه ۴ دی ماه ۱۳۸۷ تلفن همراهم به صدا در اومد . استاد معظم کابلی عزیز بود ، پس از احوال پرسی و ... استاد عنوان کردند که فردا رونمایی کتاب استاد فرشچیان است و برنامه ای مفصل برپاست . فرمودند استاد فرشچیان در این برنامه قرار است از ۲ نفر بصورت ویژه قدر دانی کنند. یکی از آن اشخاص آقای میر باقری ، مدیر انتشارات گویا و دیگری یکی از صمیمی ترین دوستان استاد فرشچیان بنام سید حسن صائب که همواره در کنار استاد بوده اند و کمک حال استاد . استاد کابلی فرمودند که تقدیر نامه ای به متن استاد فرشچیان است که قرار است خوشنویسی شود تا به این عزیزان تقدیم شود و به لطف خداوند بزرگ نوشتن یکی از این تابلو ها را به من واگذار نمودند . حس خیلی خوبی بود که همچین سعادتی نصیب این حقیر شده بود ، خوشحال از اینکه قرار بود سفارش خط استاد فرشچیان را انجام بدهم و قرار بود استاد فرشچیان آنرا امضا کند ، افتخار بزرگی برای من و خانمم بود چون قرار شد تذهیب کار رو هم ایشان انجام بدهند تا ساعتها از شوق موضوع در پوست خود نمیگنجیدیم با تمام خستگی ها انگار نیروی دوباره ی گرفته باشیم تا نیمه های شب کار را پیش بردیم و ادامه آن تا روز بعد یعنی رو دیدار یار تا ساعت ۱ به طول انجامید.
بالاخره با استاد هماهنگ کردیم و در مقابل تالار وحدت همدیگر را دیدیم و با تابلوها به داخل سالن رفتیم.شلوغ بود و ازتمام ایران هنرمندان برجسته کشور آمده بودند معرکه ای بود با هماهنگی های لازم با عوامل سالن وارد سالن اصلی شدم و استاد فرشچیان را دیدم که در حال مصاحبه با شبکه های خبری بودند پس از فراغت از مصاحبه با یکی از عوامل به نام خانم ندایی حضور استاد شرف یاب شدیم نفس در سینه ام حبس بود و شوقی وصف ناپذیر قدرت کلام و بیان از دست رفته بود. استاد نگاهی به تابلو ها انداخت که یکی به خط استاد معظم استاد کابلی بود و دیگری خط سرا پا ایراد این حقیر ، پس از صبری کوتاه استاد آنها را با امضای سحر انگیز خود امضا نمودند و آنها را به من دادند ، شوقی عجیب در وجودم موج میزد من، استاد فرشچیان و امضای کاری با دستخط من با تذهیب همسر عزیزم و متنی از استاد عزیز احوال غریبی بود جای همگان خالی ، ـ همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم ـ وجو دم سراپا عشق استاد بود و آن مهربانی که در ایشان موج میزند و همه از آن سراغ داریم.یکی دیگر از بزرگترین لحظه های زندگیم رقم خورد وآن در خدمت بزرگان هنر ایران بودن بود ، در خدمت چهره ی همواره ماندگار ایران و جهان جناب استاد محمود فرشچیان.
به هرحال کارها را به پشت صحنه بردم وآنجا درون قاب گذاشتم ، آقای سهیل محمودی هم آنجا بود و مجری برنامه ، نگاهی به تابلو ها انداخت و از شوق چهره اش معلوم بود خیلی خوشحال است که مجری همچین برنامه ای است . بعد از آن که کارها را به عوامل برنامه تحویل دادم در طبقه همکف منتظر اجرای برنامه ها شدم و ادامه خبر به نقل از شبکه های خبری به شرح ذیل میباشد
مراسم بزرگداشت «محمود فرشچیان» و رونمایی از پنجمین كتاب مينياتورهاي این هنرمند عصر روز گذشته پنجشنبه (5 دی) در تالار وحدت برگزار شد.
در ابتدای این مراسم، علی اکبر عبدالرشیدی-مدیر خانه فرهنگ و هنر گويا- ناشر اين كتاب نفیس گفت: فرشچیان کمال انسان است. هيچ هنرمندي قطعا نميتواند تا چند قرن آينده به عرصه تكامل فتح شده هنري فرشچيان نزديك شود و از اين رو نميتوان در چنين جمعي از هنر، خلاقيت و توانايي او سخن گفت.
در ادامه محمد ابراهيم باستاني پاريزي- نويسنده- هنر فرشچیان را بینظیر دانست و افزود: نقاشي پديدهای هنري است كه ارتباط تنگاتنگي با تاريخ دارد؛ لذا كاري كه امروز مديريت خانه فرهنگ و هنر گويا براي چاپ چنين كتاب با ارزشي صورت داده است، در واقع ثبت هنر فرشچيان در تاريخ است.
عزت الله انتظامی- نیز پیشنهاد کرد مجسمه بزرگ این یگانه هنر نقاشی ایران ساخته و در جایی مناسب نصب شود.
غلامحسن امیرخانی–خوشنویس- نیز با اعلام افتخار خود از حضور در چنين مجلسي عنوان كرد: يك عمر زحمت و تلاش مستمر و عاشقانه فرشچيان حتي در تصور هم نميگنجد.
به گفته امیرخانی، توان فرشچيان براي تخيل و ارتقاي هنر ايراني با يك طبيعتگرايي غربي در هم ميآميزد و كار يك نسل را انجام ميدهد. اين ویژگی بعد از يك عمر طلبگي در آثار این هنرمند ايجاد شده است.
محمد استعلامي-محقق ادبی- نیز گفت: آنچه در كارهاي او ميبينيم، انگار مربوط به اين دنيا نيست. بلكه او بخشهايي از اين دنيا را ديده، بخشهايي را به تصوير كشيده و سرانجام تابلویی حیرتانگیز به سرانجام رسانده است.
به گفته وی، قلم فرشچيان سحرآميز است و كاري ميكند كه هركسي نميتواند آن را انجام بدهد. در آثار او واقعيت و خيال به موازات هم حركت ميكند و با وجود اينكه او اصالتهاي نقاشي ايران را به دنياي امروزي ما وارد كرده، اما در عين حال حيات دوبارهاي به اين هنر داده است.
استعلامی درباره كتاب مينياتورهاي فرشچيان گفت: بازي خطوط و دايرهها در اين اثر به گونه ديگري است و به شخصه از دو تابلوي «از خود رهيدن» و «تعالي» لذت بردم. معتقدم كه نقاشيهاي شما چشم را از كاسهدرون خارج ميكند؛ آنچه را كه نميتوانيم درباره اين آثار بيان كنيم، همان هنر فرشچيان است.
پنجمین کتاب آثار استاد «فرشچیان» با حضور محمدحسین ایمانی خوشخو- معاون هنری وزیر ارشاد، محمود دولتآبادی، سیدحسن صائب، یداالله کابلی، اسرافیل شیرچی، احسان میرباقری، حسن کیائیان، امیرخانی، باستانی پاریزی و استعلامی و به درخواست استاد فرشچیان توسط عبدالرحیم جعفری بنیانگذار انتشارات امیرکبیر رونمایی شد.
در ادامه فرشچیان با تقدیر از برپاکنندگان مراسم به جملهاي از «چارلي چاپلين» اشاره كرد و گفت: «اگر صد بهانه براي گريستن داشته باشيم، هزار دليل براي خنديدن داريم» و من امروز در جمع شما به مفهوم اين جمله پي بردم.
نمایش نماهنگ «آتش دل» با موضوع دوران کودکی و جوانی استاد فرشچیان، اجراي گروه موسيقي «راز و نياز» و پخش فیلم مستند «عشقپرداز» با حضور پرویز پورحسینی، افسر اسدی و زیبا بروفه از دیگر بخشهای این مراسم بود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11:59 توسط مهدی حسین پور
قمرالملوک وزیری و استاد مرتضی نی داوود
بارها براي عروسي و ميهماني بزرگان به باغ عشرتآباد دعوت شده بودم ، براي عروسي ، مولودي و … اما هرگز حال آن شب را نداشتم . پائيز غمانگيزي بود و من به جواني و عشق فکر ميکردم ، از مجلسي که قدر ساز را نميشناختند خوشم نميآمد اما چاره چه بود ، بايد گذران زندگي ميکرديم . چنان ساز را در بغل ميفشردم که گوئي زانوي غم بغل کردهام . نميدانستم چرا آن کسي که قرار است در اندروني بخواند ، صدايش در نميآيد . در همين حال و انتظار بودم که دختر 13- 14 سالهاي از اندروني بيرون آمد . حتي در اين سن و سال هم رسم نبود که دختران و زنان اينطور بي پروا در جمع مردان ظاهر شوند . آمد کنار من ايستاد . نمي دانستم براي چه کاري نزد ما آمده است و کدام پيغام را دارد .
چشم به دهانش دوختم و پرسيدم : چه کار داري دختر خانم ؟
گفت: ميخواهم بخوانم .
گفتم : اينجا يا اندروني ؟
گفت : همينجا !
نميدانستم چه بگويم . دور بر را نگاه کردم ، هيچکس اعتراضي نداشت . به در ورودي اندروني نگاه کردم .
چند زني که سرشان را بيرون آورده بودند ، گفتند : بزنيد ، ميخواهد بخواند !
گفتم : کدام تصنيف را ميخواني ؟
بلافاصله گفت : تصنيف نميخوانم ، آواز ميخوانم !
به بقيه ساز زنها نگاه کردم که زير لب پوزخند ميزدند . رسم ادب در ميهمانيها ، آنهم ميهماني بزرگان ، رضايت ميهمان بود .
پرسيدم : اول من بزنم و يا اول شما ميخوانيد ؟
گفت: ساز شما براي کدام دستگاه کوک است ؟
پنجهاي به تار کشيدم و پاسخ دادم : همايون .
گفت : شما اول بزنيد !
با ترديد ، رنگ و درآمد کوتاهي گرفتم . دلم ميخواست زودتر بدانم اين مدعي چقدر تواناست . بعد از مضراب آخر درآمد ، هنوز سرم را به علامت شروع بلند نکرده بودم که از چپ غزلي از حافظ را شروع کرد . تار و ميهماني را فراموش کردم ، چپ را با تحرير مقطع اما ريز و بهم پيوسته شروع کرده بود . تا حالا چنين سبکي را نشنيده بودم . صدايش زنگ مخصوصي داشت . باور کنيد پاهايم سست شده بود . تازه بعد از آنکه بيت اول غزل را تمام کرد ، متوجه شدم از رديف عقب افتادهام :
معاشران گره از زلف يار باز کنيد شبي خوش است بديــن قصهاش دراز کنيد
ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است چو يار ناز نمايد شما نياز کنيد
بقيه ساز زنها هم، مثل من، گيج و مبهوت شده بودند . جا براي هيچ سئوالي و حرفي نبود . تار را روي زانوهايم جابجا کردم و آنرا محکم در بغل فشردم . هر گوشهاي را که مايه ميگرفتم ميخواند .
خندههاي مستانه مردان قطع شده بود . يکي يکي از زير درختان بيرون آمده بودند . از اندروني هيچ پچ و پچي به گوش نميرسيد ، نفس همه بند آمده بود . هيچ پاسخي نداشتم که شايستهاش باشد .
گفتم : اگر تا صبح هم بخواني ميزنم ! و در دلم اضافه کردم : تا پايان عمر برايت ميزنم !
آنشب باز هم خواند ، هم آواز هم تصنيف ، وقتي خواست به اندروني باز گردد .
گفتم : ميتواني بيايي خانه من تا رديفها را کامل کني ؟
گفت : بايد بپرسم .
وقتي صندليها را جمع و جور ميکردند و ما آماده رفتن بوديم ، با شتاب آمد و گفت : آدرس خانه را برايم بنويسيد .
و تکه کاغدي را با يک قلم مقابلم گذاشت ، اسمش قمر بود .
بعد از آنکه از قمر جدا شدم ، تمام شب را به ياد او بودم ديگر دلم نمي آمد براي کسي تار بزنم . در خانه ام که انتهاي خيابان فردوسي بود ، چند اتاق را به کلاس موسيقي اختصاص داده بودم و تعدادي شاگرد داشتم اما ديگر هيچ صدايي برايم دلنشين نبود و با علاقه سر کلاس نمي رفتم . دو ماه به همين روال گذشت . بعد از ظهر يکي از روزها، توي حياط قاليچه انداخته بودم و در سينه کش آفتاب با ساز ور ميرفتم که يک مرتبه در حياط باز شد . ديدم قمر مقابلم ايستاده است ، بند دلم پاره شد . هنوز دنبال کلمات مي گشتم که گفت : آمده ام موسيقي ياد بگيرم . از همان روز شروع کرديم ، خيلي با استعداد بود ، هنوز من نگفته تحويلم مي داد و وقتي رديف هاي موسيقي را ياد گرفت ، صدايش دلنشين تر شد ... و کنسرت پشت کنسرت است که در گرند هتل لاله زار ، آوازه قمر را تا به عرش مي گسترد .
اولين کنسرت قمر با همراهي ابراهيم خان منصوري و مصطفي نوريايي (ويولن) ، شکرالله قهرماني و مرتضي ني داوود (تار) ،حسين خان اسماعيل زاده (کمانچه) و ضياء مختاري (پيانو) ، پسر عموي استاد علي تجويدي برگزار شده است .
يک شب در گراند هتل تهران کنسرت ميداد . تصنيفي را ميخواند که آهنگش را من ساخته بودم و بعدها در هر محفل سرزبانها بود . تصنيف را بهار سروده بود و من رويش آهنگ گذاشته بودم ، حتماً شما شنيدهايد : مرغ سحر را ميگويم !
آنشب در کنسرت گراند هتل وقتي اين تصنيف را ميخواند آه از نهاد مردم بلند شده بود . در اوج تحرير آوازي که در پايان تصنيف مي خواند ، ناگهان فرياد کشيد "جانم ، مرتضي خان" و اين نهايت سپاس و محبت او نسبت به کسي بود که آنچه را از موسيقي ايران ميدانست ، برايش در طبق اخلاص گذاشته بود .
بله داستاني که در بالا خوانديد بخشي از گفتگوي يک خبرنگار است که سالها پيش با ني داوود انجام داده است و در آن از عشق پنهان وي به قمر سخن رفته است !
ني داوود تصنيفي دارد به نام آتش جاويدان که آن را بهترين ساخته خودش - حتي بهتر از مرغ سحر - مي داند ، که البته با دانستن مطلب بالا علت آن روشن است . اين تصنيف بسيار زيبا تاکنون بارها توسط خوانندگان گوناگون اجرا شده است ولي يک بار هم در برنامه گلهاي رنگارنگ اجرا شده است .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:22 توسط مهدی حسین پور
آداب و وظایف خوشنویس
مراحل خوشنویسی و آداب و وظایف خوشنویسان

آغاز و انجام خوشنویسی به شش دوره منقسم است: ابتدائی ، متوسطه ، خوش ، عالی ، ممتاز ، استادی از میان علاقه مندانی كه قدم در راه فراگیری این هنر می گذارند كمتر كسی یافت می شود كه تمام این راه را طی كند و به استادی برسد. بیشتر آنان در رسیدن به یك ، دو ، یا سه دوره ی آن توفیق می یابند ؛ زیرا كاری پر زحمت و مشكل است كه فقط عشق و علاقه آسانش می كند و در خور حوصله هر كس نیست مخصوصاً زندگی ماشینی امروز و مشغله ی زندگی متنوع، كمتر به اشخاص اجازه می دهد كه به این هنر ارزنده بپردازند و در این راه پیشتر روند و جز دلباخته ای به ادامه و تكمیل آن نمی پردازد. لكن قدر لازم برای هر با سواد این است كه اگر چه مدت كوتاهی ، نزد استاد ، با مختصری از اصول و قواعد صحیح نوشتن كلمات و تركیبات آن آشنائی پیدا كند ، تا حدی كه خطی خوانا و روشن داشته باشد و بیننده و خواننده را در آن رغبتی دست دهد و این خود طی دوره ی ابتدائی و رسیدن به آغاز دوره ی متوسطه حساب می شود. از این پس به نسبت علاقه مندی و فعالیت و استعداد می تواند به مراتب بالاتر برود تا اینكه به ترتیب، دوره های خوش و عالی و ممتاز را بگذراند و كم كم به مقام استادی نایل گردد.
لذا برای فراگیر ِ مبتدی لازم است روی حروف و كلمات سرمشق استاد دقت كند و حركات و گردشهای آن را در نظر بگیرد ، هر چند كه بد و ناصاف نویسد به صبر و حوصله كلمات را در حد و اندازه ی سرمشق نقل و تكرار كند و تا مدتی بدون سرمشق و از پیش خود چیزی ننویسد و پیوسته از شیوه و اسلوب استاد پیروی نماید تا به نیروی طبع و قابلیت، شیوه و ربط استاد را به دست بیاورد و دستش در این كار قوت یابد. لازم است كه قلم مشق را به اندازه ی درشتی و ریزی خط سرمشق انتخاب كند و از مشق كردن روی سرمشقهای ناقص كه استادانه نیست برحذر باشد و تا جایی كه ممكن است روی خط بد و ناقص نگاه نكند. سلطانعلی مشهدی گوید:
جمع می كن خطوط استادان نظری می فكن در این و در آن
طبع تو سوی هر كدام كشید جز خط او دگر نباید دید
تا كه چشم تو پر شود ز خطش حرف حرفت چو دُر شود ز خطش
پس از اینكه خط او نیرو گرفت گاهگاه از ذهن خود كلمات و عباراتی بنویسد و آنگاه با خط استاد و سرمشقها مقایسه كند و یا به نظر استاد برساند.
به طوری كه استادان اشاره فرموده اند مشاقی و تمرین را سه مرحله است: نظری، قلمی ، ذهنی(یا خیالی).
نظری:
دقت در روی حروف و كلمات خطوط استاد و در نظر گرفتن گردشها و حركات آن است كه با نگاه كردن انجام می شود و در طبع و ذهن طالب آن اثر می گذارد.قلمی: نقل كردن حروف و كلمات سرمشق به وسیله قلم است كه از روی تقلید و محاكات انجام می گیرد.
ذهنی:
آن است كه مشاق پس از آشنائی با قواعد خط و شیوه و ربط استاد، بدون تقلید از سرمشق و با ذهنیت خود – عشقی و ذوقی – عباراتی بنویسد تا نیروی خطی خود را بسنجد.سلطانعلی مشهدی در اشعار خود به دو مشق نظری و قلمی اشاره كرده و می گوید:
بر دو نوع است مشق و ننهفتم تا توای خوبرو جوان گفتم
قلمی خوان یكی و گر نظری كه بود این سخن هنی و مری
قلمی مشق كردن نقلی روز، مشق خفی و شام، جلی
نظری دان گاه كردن خط بودن آن گه ز لفظ و حرف و نقط
هر خطی را كه نقل خواهی كرد جهد كن تا نكوبی آهن سرد
حرف حرفش نكو تأمل كن نه كه چون بنگری تغافل كن
قوت و ضعف حرفها بنگر دار تركیب آن به پیش نظر
در صعود و نزول او می بین تا كه حظی بری از آن و از این
باش از شَمره های حرف آگاه تا بود صاف و پاك و خاطره خواه
اظهرهروی به سلطانعلی مشهدی از راه نصیحت می گفته است:
در مشق كوتاهی مكن پیوسته ای سلطان علی در روز كن مشق خفی ، در شام كن مشق جلی
قاضی احمد غفاری شاعر و خوشنویس گفته است:
چهل سال عمرم به خط شد تلف سر زلف خط ناید آسان بكف
زمشقش دمی هر كه غافل نشست چو رنگ حنا رفت خطش زدست
مكن جز به تحریر اوقات صرف كه صورت نمی یابد از صوت حرف
ضیاء الدین محمد یوسف در رساله ی خود گوید:
خواهی كه ترا بلند سازد آوازه نیك در جهان مشق
بشنو زمن شكسته خاطر اول تعلیم، بعد از آن مشق
كسی كه بخواهد به هدف خود برسد و از روی اصول و هندسه خط و كیفیت خوشنویسی به درجات عالی خط نائل گردد از آغاز كار باید شاگردی و تلمذ استادی را اختیار كند تا او را در این فن رهبری و ارشاد نماید. چون اگر تنها به فكر و عقل خود تكیه كند كاری عبث و بیهوده كرده است. كسانی كه بدون تعلیم استاد و فقط از راه تقلید به درجه ی استادی رسیده اند بسیار اندك اند- و در حكم «النادر كالمعدوم» و یا «النادر لا حكم له» می باشند.
در خطوط كسانی كه بدون استاد كار كرده اند در بسیاری از حروف آن نقص و ناموزونی دیده می شود به خلاف دسته ی اول كه همه استوار و درست مشاهده می گردد.
شایسته است كه متعلم از متابعت استاد سر نپیچید و به راهنمائی او اهمیت دهد و عمل كند و در اكرام و كسب رضای خاطر او بكوشد كه فایده اش به خود او بازخواهد گشت.
ان المعلم و الطبیب كلاهما لا ینصحان اذا لم یكرما
در همه حال نظافت و پاكیزگی را مرعی دارد و ادوات و لوازم خوشنویسی خود را پاكیزه و كامل و مرتب كند و جایی برای كتابت انتخاب كند كه موافق با اصول بهداشت باشد و آنقدر مبالغه در نوشتن نكند كه ملول و خسته شود و از نوشتن در جای كم نور حذر كند و سرعت و عجله در نوشتن ننماید. در بهداشت چشم بكوشد و از گرد و كثافت و آبهای آلوده محفوظ دارد، در صفحات براق و خیره كننده ننگرد. زیاده روی در نوشتن نكند چرا كه استمرار بی حد ، ضعف قوای ظاهری و باطنی می آورد.
از روی بی میلی و سرسری ننویسد. محل نوشتن روشن و با صفا و خالی از اغیار باشد.
میرعلی هروی در مدادالخطوط خود آورده است: «خانه ای كه در آنجا كتابت كنند باید كه از چهار طرف درها گشاده باشد و صبح در طرف شرقی و نیمروز در جانب جنوبی و آخر روز به طرف غربی نشیند اما در تابستان تا وقت شام هوای حوضخانه بهتر است.»
به تابستان نكو باشد پگاهی زمستان نیك وقت چاشتگاهی
ولیكن خانه خطاط باید كه از هر چارسو درها گشاید
صباحان مصلحت زانگونه بیند كه در پیش در شرقی نشیند
به وقت نیمروز ای نیك محضر جنوبی بهتر است از جای دیگر
ولی در مغرب روز است احسن به نزدیك در غربی نشستن
ابن بواب گفته است: «خطاطی موقوف بر پنج چیز است: برندگی و تیزی قلمتراش، خوبی قلم، صافی و با جریان بودن مركب ، لینت و نرمی كاغذ، آرامش و سكون دل (یا نگاه داشتن نفـَس در حال نوشتن).»
امین الدین یاقوت ملكی گوید: «اگر قلمت خوب و پسندیده شد خطت نیكو می گردد و هر گاه ضایع باشد خطت ضایع خواهد شد.»
از اهم اموری كه به تحسین و تجوید خط كمك می كند كیفیت نگاه داشتن قلم و ملاحظه ی حركات آن در حال نوشتن و خوب تراشیدن قلم است. یكی از استادان گفته است: كسی كه مداد برگرفتن و تراش قلم و قط و گرفتن ورق و حركت دست را در حال كتابت خوب نداند از كتابت و خوشنویسی بهره ای ندارد.
میرعلی هروی استاد زبردست خط نستعلیق قرن دهم درباره ی تحصیل هنر خط سروده است :
چند در وادی خط می كنی ای دل تك و پو بشنو این نكته زمن باز نشین فارغ بال
پنج چیز است كه تا جمع نگردد با هم هست خطاط شدن نزد خرد امر مُحال
قوت دست و وقوفی ز خط و دقت طبع طاقت محنت و اسباب كتابت به كمال
گر از این پنج یكی راست قصوری حاصل ندهد فایده گر سعی نمایی صد سال
راه صحیح نگاشتن حروف و تمرین و مشق آنها این است كه ابتدا به استحكام مفردات ساده حروف بپردازد تا هر حرفی را در حال انفراد صحیح فرا گیرد. پس از آن شروع كند به استواری مركبات و به ترتیب: اول مركبات دو حرفی را مشق كند و بعد به سه حرفی و پنج حرفی اشتغال ورزد و در تقلید و شبیه نویسی مفرد و مركب تكیه و اعتماد او بر خطوط استادان كامل و عارفان به اوضاع و رسوم خط باشد، آن استادانی كه خود از برجستگان استاد فرا گرفته اند و در اثر كثرت مشق و استمرار خوشنویسی ملكه ی آنان شده است. زیرا هر صنعتی به دوام و ممارست رو به كمال می رود و نیكو می گردد. ممكن است در رساله ها و دفترها راه و روش تعلیم نوشته شده باشد اما آنها به تنهایی برای مبتدی بسنده و دریافت و تطبیق آن آسان نیست كه بتوان به اصطلاحات و اشارات راجع به حر كات دست و قلم و ریزه كاریها و رموز كتابت پی ببرد، لذا از مراجعه به استادان فن بی نیاز نخواهد بود.
از آداب و صفحات خوشنویسی و كتابت است كه در هیچ مرحله ای از مراحل فضل و هنر و در هیچ مرتبه از استادی، خود را منتهی نداند و غافل و فریفته نشود و پیوسته این سخن را نقش لوح دل سازد (الاعجاب یمنع الازدیاد) و (العجب یوجب العثار) كه خود پسندی جلو ترقی را می گیرد و موجب لغزش می شود؛ و همواره در صدد كسب مرتبه ی بالاتر و رسیدن به مرتبه كمال باشد؛ هر چند كه مرتبه ی كمال بسی والا است و آن را حد و نهایتی نیست و بلكه كمال در دنیا وجود ندارد. لكن طالب كمال شدن، خود كمال و از خواهشهای پسندیده انسانی است. از بزرگمهر پرسیدند همه چیز دانی؟ گفت همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر نزاده اند و گفته اند:
لكل دهر دولة و رجال ولكل حال ادبار و اقبال
بابا شاه گوید: «كاتب می باید از صفات ذمیمه احتراز كند؛ زیرا صفات ذمیمه در نفس علامت بی اعتدالی است و حاشا كه از نفس بی اعتدال كاری برآید یا از آن نفس كاری آید كه در او اعتدال باشد. از كوزه همان برون تراود كه در اوست.»
در رساله ای خطی مسطور است كه حُسن خط به كثرت مشق و به ارشاد استاد و ترك معاصی موقوف است لان العلم فضل من الله و فضل من الله لا یعطی بالمعاصی .
استادان متقدم معثقد بوده اند كه خطی كه به مرتبه عالی تر و امتیاز كمال و دارای صفا وشأن باشد، بی صفای دل امكان ندارد و این كیفیت به یمن صفات حمیده كه عارض نفس انسانی شده، در خط نمودار می گردد.
سلطانعلی مشهدی فرماید:
ای كه خواهی كه خوشنویس شوی خلق را مونس و انیس شوی
خطه ی خط مقام خود سازی عالمی پر ز نام خود سازی
ترك آرام و خواب باید كرد وین به عهد شباب باید كرد
سر به كاغذ چو خامه فرسودن زین عمل روز و شب نیاسودن
ز آرزوهای خویش بگذشتن وز ره حرص و آز برگشتن
تا بدانی جهاد اصغر چیست بازگشتن به سوی اكبر چیست
آنچه با خود روا نمی داری هیچكس را بدان نیازاری
دل میازار گفتمت زنهار كز دل آزار حق بود بیزار
ورد خود كن قناعت و طاعت بی طهارت مباش یك ساعت
همه وقت اجتناب واجب دان از دروغ و ز غیبت و بهتان
از حسد دور باش و اهل حسد كز حسد صد بلا رسد به جسد
حیله و مكر را شعار مكن صفت ناخوش اختیار مكن
هركه از مكر و حیله و تلبیس پاك گردید، گشت پاك نویس
داند آن كس كه آشنای دل است كه صفای خط از صفای دل است
خط نوشتن شعار پاكان است هرزه گشتن نه كار پاكان است
بسیاری از كسان در فن خط و تعلیم آن تحمل رنج و مشقت و صرف دقت كرده اند و خطاط نشده اند و عده ای هم به اندك تعلیم و مشق بهره یافته اند و این امر بستگی به قابلیت و استعداد دارد كه استاد بصیر و مجرب این قابلیت را در نظر اول در شاگردان خود می نگرد و از كمال و آراستگی خَلقی و خُـلقی آنان حدود پیشرفت آنان را بررسی می كند و می سنجد و شاید مسأله ی وراثت خانوادگی نیز یكی از علل قابلیت باشد؛ ولی علل و اسباب نهانی در جهان آفرینش بی حد و شمار است و نمی توان آن را حد و حدود دانست . چه خوب گفته اند:
«دادِ حق را قابلیت شرط نیست بلكه شرط قابلیت داد اوست »
«تا كه از مخزن توفیق عطایی نرسد سعی سودی ندهد جهد بجایی نرسد»
«باید كه صد هزار قدح خون به سر كشد تا در مذاق خلق گوارا شود كسی»
درجات و مراتب خط و مراتب استادی و شیوه ها
درجات و مراتب خط از چهار رتبه بیرون نیست و ارزش قطعات خط از تعیین رتبه ها دانسته می شود. آن چهار عبارت است از :متوسط، خوش ، عالی، ممتاز.
مرتبه متوسط آن است كه هنرجو در اثر مختصر تعلیم و آشنائی به قواعد آن، خطی روشن و خوانا پیدا كند و این درجه ی فرودین خط است كه از نظر هنر خوشنویسی اهمیتی ندارد و تنها امتیازش این است كه از خط مبتدی برتر و بهتر است و قدمی به خوشنویسی نزدیكتر شده است.
مرتبه خوش مرتبه ای بالاتر از متوسط است كه در آن نكات تعلیم استاد بیشتر رعایت شده و زیبائی و مرغوبیت بیشتر دیده می شود.
مرتبه عالی به لحاظ درجاتی بالای خوش قرار گرفته است و آن خطی است كه از نظر اصول و قواعد و زیبایی ضعفی در آن دیده نشود و قطعات و مكتوباتی كه بدین پایه و مایه باشد دارای اهمیت و ارزش خواهد بود.
ممتاز خطی است كه در حد عالی ترین و نهایت كمال و زیبایی و صفا و شأن قرار گرفته باشد و بهترین از آن در نظر اهل فن تصور نشود و چنین قطعات و نوشته هایی را در هر زمان وهر جا ارزش فوق العاده نهند.
مراتب خطاطی و خوشنویسی چنانكه اشاره شد نیز از روی این مراتب و درجات خط است و مرتبه ی استادی از حد عالی به بالا احراز می شود و كمتر كسی را استاد می خوانند. بنابراین استاد كسی است كه پیوسته در حد عالی و ممتاز نویسد و خوب از عهده برآید كه قدرت قلم او به نام شیوه ی خاص او شناخته و معروف گردد.
بین استادان خط از نظر تفوق آثار هنری و ابتكار و تربیت شاگردان و صفات پسندیده و آداب دانی و حسن معاشرت و علم و دانش و گاهی موقعیت و محیط، تفاوت حاصل می شود و گاه یكی از آنان از این راهها امتیازاتی به دست می آورد كه در دیگری نیست و ممكن است استادی در یك نوع خط یا دو سه نوع استاد باشد و امكان دارد در تمام انواع خطوط متداول سرآمد گردد. اینگونه استادان در دوره های پیشین فراوان ولی در این عصر كمیابند و چنین استادی كه همه ی خطوط را در حد عالی و ممتاز بنویسد نادر العصر به شمار می آید.
سالها باید كه تا صاحبدلی پیدا شود بوسعیدی از خراسان یا اویسی از قرن
برای میزان شناخت استاد می توانیم به وضع سیرت و اخلاق آثار استادان پیشین كه ترجمه ی احوالشان در جلد اول اطلس خط آمده است، مراجعه كنیم. بیشتر آنان مانند میرعلی تبریزی كه نسبت وضع نستعلیق بدو است، در انواع خطوط تسلط داشته اند و از فضیلت علم و ادب و صفات عالی انسانی بهره ور بوده اند. همچنین جعفری تبریزی بایسنقری، سلطانعلی مشهدی، میرعلی هروی، مالك دیلمی، محمد حسین تبریزی، عبدالباقی تبریزی، بابا شاه اصفهانی، علیرضا عباسی، میرعماد و شاگردان و پیروان برجسته آنان و ...
و میرزا احمد خان نی ریزی، درویش عبدالمجید طالقانی و وصال شیرازی و ... همه پاكدلان دیندار و اهل فضل و دانش و شاعر و ادیب بودند.
شایسته است خطاطان و خوشنویسان امروز بدان بزرگان تأسی كنند و از طریقه ی آنان و مردم دوستی و محبت كه شاگردان خود را چون فرزندان خود می دانسته و اشاعه ی هنر می كردند پیروی نمایند. والا با داشتن خط تنها و فقدان فضیلت یا نداشتن دیانت و امانت ، شایسته مقام استادی نیستند. (ره چنان رو كه رهروان رفتند) سعدی علیه الرحمه فرمود:
وجودی دهد روشنائی به جمع كه در سینه سوزیش باشد چو شمع
هنرمندی كه خواهد بر كرسی استادی نشیند لازم است كه از گنجینه های كمالات ، توشه و از خرمنهای آداب، خوشه ای برگرفته، در انشاء و املاء ید طولی داشته، در لغت قوی و از دستور مطلع باشد. از علوم و دانشهای معمول عصر خود بی اطلاع نبوده، صرف و نحو و منطق و فقه قرآن بداند و برحسن اشكال و خوبی اوضاع خط بیفزاید، تا در نظرها عظیم و در خاطرها مقبول و مكین گردد و به اهمیت و اعتبار او بیفزاید و در اجتماع قابل افاده و استفاده آید. به طوری كه نوشته ها و خطوط او را حجت قاطع و سندی معتبر بشمارند.
حافظ فرماید:
زدلبری نتوان لاف زد به آسانی هزار نكته در این كار هست تا دانی
به جز شكر دهنی مایه هاست خوبی را به خاتمی نتوان زد در سلیمانی
هزار سلطنت دلبری بدان نرسد كه خویش را به هنر در دلی بگنجانی
شیوه
بعد از احراز مرتبه ی استادی ، موضوع شیوه پیش می آید. هر استادی دارای شیوه ای مخصوص به خود است كه با شیوه های دیگران تفاوت دارد و خط او بدان شناخته و معروف می گردد. كلمه ی شیوه كه در ردیف آن ربط، اسلوب، سبك، طریقه، روش نیز استعمال می شود در واقع آن سبك و روش خاصی است كه استادی سالها بدان روش خط نوشته و میان مردم شایع و شناخته گردیده است .
در عالم دو نفر یافت نمی شوند كه خطشان در جمیع حروف و كلمات یكسان باشد؛ بلكه هر یك به كیفیتی مخصوص می نویسد و این امر به مثال خطوط سر انگشتان اشخاص است كه با هم فرق دارد. بنابراین با اینكه همه ی استادان خط از سابق و لاحق- به یك پیكره ی معینی از اصول و قواعد نوشته و می نویسند، تفاوت آشكاری میان خط آنان مشاهده می شود. این تفاوت- به حفظ مقام استادی هر یك - همان شیوه است كه بستگی به ذوق و سلیقه و دقت نظر و حالات شخصی دارد.
در این مورد ، گذشته از حالات نفسانی و روحی و هزاران امور معنوی، اوضاع جسمی استاد نیز دخالت دارد مثلا طول انگشتان و كوتاهی آن در خط موثر است و خط او به بسط و قبض متمایل می شود، همچنانكه طول قامت و بلندی و كوتاهی پاها در راه رفتن متفاوت می گردد.
شناخت شیوه یك استاد ، برمبنایی بالاتر از اصول و قواعد خط است و آن ریزه كاریهای ویژه ای است كه در خط خود به كار برده است و در خط دیگری كمتر دیده می شود، از جمله: گردشهای خاص، درازی و كوتاهی مدّات، گودی و كم عمقی در مدّات و دایره ها و تیزی و تندی و ملایمت، خشكی و نرمی ، فربهی و لاغری، انبساط و انقباض، صافی و صفا و گرفتگی، سواد و بیاض در حلقه ها و گره ها و غیره و اعتدال میان این همه در رموز و قرار نقطه ها و ...
مثلا مرحوم دكتر بیانی در كتاب «احوال و آثار» به یك نكته از نكات بسیار شیوه اشاره كرده و گفته است:
«نكته دقیقی در سبك نستعلیق میرزا محمد رضا كلهر هست و آن اینكه به قدرتی كه در كتابت و مشق داشته و هر حرف مفرد یا حروف مركبی را یك قلم می نگاشته، تمام حركات قلم در خط او مشخص و مانند این است كه مثلا در یك حرف «ی» كه از سه حركت متمایز تشكیل می یابد این سه جزء ، مجزا است كه به یكدیگر پیوسته گردیده است. این شیوه پس از میرزا توسط شاگردان و پیروانش پیروی شد ولی هیچ یك چنانكه باید از عهده ی تقلید برنیامدند. با وجود این، شیوه ی وی مورد پسند هنرمندان و هنرشناسان واقع شد.»
پوشیده نیست كه سبك و شیـوه در تمام انواع خط مخـفی است و عارفان به خط ، آنها را تمیـز و تشخیص می دهند ؛ لكن آن اندازه كه شیوه ها در خط نستعلیق شناخته می گردد در دیگر خطوط شناخته و مشخص نمی شود.
از دقت بر روی قطعات نستعلیق كه از بعد میرعماد تاكنون دیده شده است ، به ما می نمایاند كه دو شیوه منظور نظر و هدف عالی خوشنویسان بوده است: اول شیوه میرعماد و دوم شیوه كلهر؛ و همه سعی كرده اند شیوه خود را به یكی از این دو برسانند، و گروهی هم ناظر به هر دو شیوه بوده اند، و با این وصف هر یك دارای شیوه مخصوص به خود شده اند كه اثبات و تبیین این مطلب از حوصله ی بیان و بنان خارج است و جز با دقت و مقایسه میسر نمی گردد.
از میان شیوه ها گاه اتفاق می افتد كه شیوه ای بامزه تر و شیرین تر به نظر می رسد و طرفداران بسیار پیدا می كند و اهل خبره و خط شناسان برای آن مزیتی قایل می شوند. اما انتخاب و پسند شیوه های همطراز بستگی به ذوق و طبع اشخاص دارد و همچون انتخاب گلی از میان گلهاست.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:38 توسط مهدی حسین پور
مطالب گوناگون در مورد خط
خطی از در عشق خوانی همه را ز دهر دانی
که کلام آسمانی سخن خطا نباشد
بشر از روزیکه می خواست اندیشه ها و مفاهیم ذهنی خود را ، صور اشیا را بر استخوانهای حیوانات و سنگ ها و دیوار غارها نقش میکرد .
پس از گذشت هزاران سال و افزایش عقل و فکر و تجربه به کمک نقاشی خط تصویری را به وجود آورد . اما تصاویر قادر نبود نیات آدمیان و اندیشه های درونی آنان را کاملا نشان دهد . پس از گذشت روزگاری دراز در خط تصویری نیز که روشنگر کوشش بشر در راه ثبت مفاهیم ذهنی وی بود نقاشی ساده در آن تجلی کرده بود تحولی یافت بدین صورت که تصویر ها و اشکال مختصر شد و در آنها اصلاحاتی به وجود آمد یعنی صورت ها از خط تصویری به علامت مبدل شد . این مرحله پیشرفت خط را که مفهوم نویسی و اندیشه نگاری گویند بایستی کلید به وجود آمدن مراحل دیگر در پیشرفت خط دانست و بالاخره بتدریج در روزگارانی دیگر آخرین مرحله که خط الفبایی یا صوتی باشد به وجود امد .
درباره پیدایش خط الفبایی سخن بسیار گفته شده است . بیشتر دانشمندان اختراع خط الفبایی را به فینیقی ها نسبت داده اند این مردم که از کنعانیان و بازرگانان و دریانوردان چیره دست و آزموده بودند در قطعه باریک و کم ارضی از خاک سوریه در کرانه دریای مدیترانه سکنی داشتند ضمن سوداگری هاییکه در مدیترانه شرقی بعد در دریای سرخ یا کشورهای مختلف داشتند رسوم و عقاید از جمله خط الفبایی را که خود وضع کرده بودند رواج دادند اگر این عقیده درست باشد که این قوم که خط را از صوت نگاری خارج نمودند و صورتی دیگر به آن دادند . پس منشا خطوط الفبایی دنیا بغیر از خط چینی که از منشا دیگریست از همین خط الفبایی اختراع فنیقی ها است . اما عقیده برخی از دانشمندان اینست که خط پیش از فینیقی ها در جزیره کرت موجود بود . در هر حال خواه خط الفبایی و صوتی از جزیره کرت سرچشمه گرفته و یا بوسیله فنیقی ها اختراع شده باش و قوم مذکور نیز از عبریها اخذ کرده باشند یا نه و یا بالاخره عقیده برخی دیگر از دانشمندان و محققان را درست بدانیم که اختراع خط الفبایی بوسیله فنیقی ها افسانه ای بیش نیست .
اختراع خط از کیست ؟
اختراع خط در نقطه ای از زمین آن هم با یک گام به وجود نیامده است و برای پیدایش آن نمی توان زمان خاصی تعیین کرد . بنا به تحققیق مورخین و کارشناسان مخترع خط فنیقی ها بوده اند و یونانیان و سایر اقوام از انان اقتباس کرده اند و پس از دگرگونی و جرح و تعدیل خط رو به کمال رفته است . مراحل تطور و تکاملی خط را بعصی از مولفان اینطور ذکر کرده اند .
1- خط تصویری Pictorial
در قدیمی ترین ایام که هنوز بشر زبان باز نکرده بود و هنوز لغتی نمی شناخت تا حرف بزند و برای نمایش فکر و اندیشه خود نشانه ها و خطوطی بر خاک و یا سنگ و غیره ترسیم میکرد و به وسیله این لال بازی ها منویات خود را به طرف حالی میکرد. این نوع خط که یادگار تمدن مصر باستانی است خط تصویری نامیده می شود . در تاریخ آمده است که مصریان برای نوشتن مطالب خود یکنوع خط اختراع کردند که هیروکلیف ( خط مقدس ) نامیده می شد.
2- ایدئوگرام ( مفهوم نگاری )
کیفیت نگارش خط در این قسمت به این صورت انجام میگرفت که به جای کشیدن تمام شکل شی مورد نظر قسمتی از آن را به طور رمز یا اختصار روی صفحه کاغذ می آوردند و همه از دیدن آن علامت بخصوص پی به مقصود می بردند . گفته می شود این دوره را که دوره پندار نگارش خوانده می شود آشوری ها به وجود آوردند . ناگفته نماند که خط مصریان قدیم به همین ترتیب بوده و در خطوط پارسی و سومری و نیز عیلامی وجود داشت که دلالت بر معنی و مفهوم کلمه یا اندیشه ای میکرد .
3- خط هجایی Syllabic
با گذشت زمان نیز حروف مصور تبدیل به حروف هجایی شد . در خط هجایی برای هر هجا علامتی موجود است مانند خط فارسی کنونی که در صورتیکه اعراب را در نوشتن نگذارند قسمتی از آن هجایی است مانند خطوط بابلی ، سومری ، عیلامی مخلوطی از ایدئوگرامی و هجایی بوده اند .
4- خط الفبایی Alphabetic
این دوره که آخرین مرحله تکامل یافته خطوط بشمار میرود صنعت خط گام بلندی به پیش گذاشت و برای هر یک از صداها علامت خاصی وضع شد بنام زبر ، پیش . زیر و تنوین ، جزم و غیره و اگر در خط کنونی فارسی این علامات که اعراب خوانده می شود رعایت شوند خط الفبایی است . از خطوط الفبایی قدیم خط میخی پارسی البته مخلوطی از الفبایی یا خجایی بوده و خط اوستایی که کاملا الفبایی بوده است .
لغت الفبا از زبان فنیقی گرفته شده و اسم " الف با " مدت ها ثابت میکرد که فنیقی ها مخترع آن بودند زیرا اسم آن از دو کلمه آلفا و بتا که در زبان فنیقی به معنی گاو و خانه است تشکیل گردیده و این بواسطه شباهتی است که صورت گاو و نقشه خانه به این دو حرف دارند .
اگر حرف A وارونه و B افقی بنویسید این شباهت را خواهند داشت و حرف دوم را که بت نامیده می شود هم اصل با بیت عربی به معنی خانه است
هنر در دست مانند یک زبان معنی پیدا می کند . هنر ساخت دست بشر است . یک قالیباف می تواند قالی حجیم را بسیار ساده و با استفاده از یکرنگ ببافد که خرج و زحمت کمتری برایش داشته باشد در صورتیکه رنگ های گوناگون و نقش های متنوع برای زیبا کردن آن به کار می رود. او در بکار بستن اینهمه نقوش و رنگ های زیبا از طبیعت الهام میگرد و در اصل انسان به طرف نیکی و زیبایی است .
برای انجام کار باید ابزار و نحوه عمل با آنها را یاد گرفت . و هنر نیز ملنند هر کار دیگر دارای ابزار و مواد کار است . در مورد هنر باید علاوه بر شناختن وسایل کار به مفاهیم این زبان و بیان هنری آشنا بود مثلا برای ساختن یک شعر باید به این نکته آشنا بود که اگر یک شعر میخواهد حرکت آدم ها را بازگو کند بهتر است از چه نوع لغات و صداها و چه ساختمان شعری استفاده کند تا با حرکت بیشتر متناسب باشد و آن را بهتر نشان دهد.
مفاهیم هنری :
عده ای از دانستنی ها را که مربوط به مفاهیم هنری است ذیلا در میان میگذاریم تا خود تان با تمرین زبان هنری خود را پیدا کرده علاوه بر حرف زدن و نوشتن بتوانید از این راه یعنی بیان هنری نیز آنچه را که میخواهید بیان کنید . با استفاده هم زمان از ابزار کار و بیان هنر بتوان اندیشه و احساس خود را نشان داد.
حرکت :
راه رفتن ، رشد گیاهان ، طلوع و غروب خورشید ، پیچ و تاب درختان در باد ... مفهوم حرکت را در خود داند تغییر زنگ در نقاشی از تاریکی به روشنی و یا از رنگی به رنگ دیگر میتواند در چشم بیننده حرکت را ایجاد کند . گاه حرکت با تکرار یک شکل نیز نشان داده می شود . حرکت را میتوان در خطوط فارسی بخوبی دید.
تعادل:
هنگامی که بر روی دیوار باریکی راه میروید یا بر روی دست های خود بالانس می زنید یا دوچرخه سواری میکنید با تعادل روبرو هستید . هم اجسام ساکن و متحرک می توانند تعادل داشته باشند . مثلا هنگامی که شخصی دوچرخه سواری می کند با اینکه در حال حرکت است دارای تعادل است یا مرغی که بر روی پای خود ایستاده است تعادل دارد.
در طبیعت همه چیز میل به تعادل دارد . ترازو را در نظر بگیرید ، کفه ترازو برای رسیدن به تعادل بالا و پایین میرود تا بالاخره در یک وضعیت ثابت بشود.
جاذبه زمین در ایجاد وزن و سنگینی موجودات موثر بود و به تعادل انسان و حیوانات در موقع راه رفتن یاری میدهد ،
تعادل و توازن در خط:
تعادل و توازن در خط عبارت است از هماهنگی سواد و بیاض وخلوت وجلوت بطوریکه تعادل و توازن از لحاظ سفید و بیاض فضاهای خالی در سطرها برقرار گردد و به عبارت دیگر رعایت اصول و قواعدی که در ترکیب و صفحه آرایی به کار برده می شود تا در نظر بیننده نوعی اعتدال و هم آهنگی پدید آید تعادل و توازن در خط نامیده می شود . این نکته را باید اضافه کنم چون سخن از تعادل در نقاشی و خط به میان آمده است خط فارسی به طور کلی به سمت راست کمی تمایل پیدا می کند و دقت بیشتر در نوشته های اساتید فن حقیقت این مدعا را ثابت می کند و حتی در بعضی موارد برای مراعات توازن و تعادل در خط اغلب نقطه ها را درست در سمت راست کلمات قرار میدهند .خاطر نشان می سازد رسیدن به درک موضوعیت تعادل و توازن بستگی به شناخت بالای خوشنویس از فرم کلمات و حجم آنها دارد.
ریتم :
شاید توجه کرده باشید وقتی راه میرویم پای راست و چپ خود را به ترتیبی منظم روی زمین میگذاریم اگر به صدای پایمان توجه کنیم می بینیم که تقریبا هماهنگ و صدای قلبمان را دارد . یا وقتی روی زمین یا برف راه میرویم اثر جای پایمان به ترتیب مساوی و منظم باقی می ماند .
اثر پا روی زمین ، صدای حرکت چهار نعل اسب ، صدای حیوانات مانند قورباغه ، بال زدن پرنده و ردیف درختان و سایه آنها روی زمین همگی یک ترتیب و نظم در شکل و صدا هستند که به انها ریتم گفته می شود . اگر دست روی دندانه های شانه بکشیم صدائی بگوش ما میرسد که نمونه ای از ریتم در صداست . لکه های نوری که از سقف بازار روی زمین میافتند ، مثال دیگری از ریتم است .
مراعات ریتم در خوشنویسی :
نحوه قرار گرفتن حروف کشیده و کلمات یکسان و مشابه در لابه لای سطور علی الخصوص در متن ابیات اشعار حکایت از ریتم در خوشنویسی می نماید .
ما می توانیم با یکسان نوشتن بعضی از کلمات و ایجاد کشیده های برابر در سطور مختلف یک صفحه ایجاد ریتم نماییم .
هماهنگی :
به رنگ پوست انسان ها در سرزمین های مختلف توجه کنید : رنگ پوست انسان مثل شکل بدن حیوانات هماهنگ با شرایط محیطی به وجود آمده است . مثلا شکل بدن ماهی برای توافق حرکت او در آب ، گل آفتاب گردان همراه با حرکت خورشید . نوک پرندگان برای برداشتن دانه ، کوچ قبایل در تابستان و زمستان و یا تغییر لباس شما در فصل های مختلف همگی توافق با محیط یا هماهنگی را نشان نی دهد .
قوانین یک بازی نیز توافق جمعی برای انجام یک کار گروهی است . توافق در طبیعت عامل سرعت بخشیدن به رشد می باشد . در هنر می توان توافق ها را به صور گوناگون بیان نمود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:35 توسط مهدی حسین پور
نقاشی خط-کتیبه نویسی
نقاشيخط کلمهٔ جديدى نيست؛ زيرا تلفيق خط و نقاشى از ديرباز در تاريخ خطنگارى ملل مختلف مشاهده مىشود. بهعنوان مثال کاربرد خط در کتيبهها و اماکن مقدس و نيز روى ظروف، مهرها و ... که از قدمت زيادى برخوردارند؛ اما نقاشيخط به سبکى که اکنون انجام مىشود داراى قدمتى حدوداً سى ساله است. مرحوم پيلارام، مرحوم مافي، زندهرودي، استاد افجهاى و استاد احصايى که هر کدام در اين راه زحمت بسيار کشيدهاند، در پيشبرد اين هنر مؤثر بودهاند.
تاريخ نقاشيخط در ايران از دورهٔ قاجار بهطور جدى آغاز مىشود. خوشنويسان اين دوره خط را مىنوشتند بعد کپى مىکردند و داخل آن را رنگآميزى مىکردند و يا گل و بوته مىانداختند. در حقيقت نقاشيخط اوليه، کتيبهنويسى است. امروزه ما با شکلهاى متنوع و جديدى از تلفيق خط و رنگ و نقاشى مواجه هستيم و نقاشيخط امروزه رواج بيشترى يافته و مخاطب خود را پيدا نموده است.
ابداع و ابتکار هنرمند معاصر در زمينهٔ نقاشيخط بر تجربيات گذشته استوار است. در هر گونهاى از بناهاى اسلامى گاه در زير ذرهبين نمونهاى از نقاشيخط وجود دارد. و يا مرغ بسما... الرحمن الرحيم که هنرمندان ابرانى در قرون گذشته ترسى و تحرير کردهاند، در تاريخ خطاطى - نقاشى ثبت شده است.
در نقاشيخط هدف در درجهٔ اول ايجاد و ترکيببندى با فرمهاى زيبا و چشمنواز است. مثلاً در خط طغريٰ خوشنويسى وجود ندارد؛ بلکه هدف ايجاد فرم و کمپوزيسيون بوده و هدف اصلى چه بسا نقاشيخط باشد.
يک اثر تصويرى زبان خودش را دارد. در ساختن يک اثر احساسات و کوشش دهنى خالق آن با مهارت در بکارگيرى اشياء درهم مىآميزد و براى ديدن، نياز به توضيح ندارد.
اما هنرمند خوشنويس بايد اطلاع کافى از خط و مراحل خوشنويسى داشته باشد، چون پايه و اساس هنر نقاشيخط خوشنويسى است و بعد نياز به داشتن آشنايى دربارهٔ سواد بصرى و مبادى آن دارد يعنى بايد عناصر بصرى مثل نقطه، خط، سطح، حجم، نور و رنگ را بشناسد و با ترکيب رنگها و ويژگى رنگها آشنا باشد. مواد را بشناسد، و تجربه کند. و بعد با کمک خلاقيّت و ذهن آفرينشگر مىتواند در اين عرصه به موفقيتهاى چشمگيرى نائل شود.
خوشنويسى در ايران مايهٔ اصلى تزئينات در فن معمارى بهحساب مىآيد. حروف نوشتههاى نقش رستم در دورهٔ هخامنشى اولين نمونههاى اين کاربرد است. سپس در دورهٔ اسلامى اين زمينه بيشتر فراهم گرديده که بيشتر از الفباى عربى براى اين قالب استفاده مىشود. حروف الفباى عربى از ترکيب خطوط عمودى و افقى تشکيل شده، با طرحى پيوسته و لذا هم از جهت ترکيب يکديگر، خود را در اختيار تزئينات معنوى قرار مىدهد و هم از نظر ترکيب با ساير عوامل ترئيني. در بناهاى سلجوقى مانند داخل برج پير علمدار دامغان از خط کوفى استفاده شده است. انواع خطوط کوفى در آثار معمارى اسلامى ايران با روش حجاري، گچبري، کاشىکارى و آجرکارى بکار رفته است.
از نمونههاى بکارگيرى خط کوفى يکى مسجد نائين است مربوط به قرن چهارم هجرى که محراب و طاق بالاى آن داراى تزئينات هندسى و خطى است. نمونهٔ ديگر برج مسعود غزنوى است که در بالاى آن يک حلقه کتيبه به تاريخ ۵۰۸ هجرى کار شده است.
در گچبرىهاى مسجد اردستان نيز بکارگيرى حروف کوفى بچشم مىخورد و بسيارى نمونههاى ديگر از جمله مسجد امام اصفهان.
آنچه در کتيبهنويسى مهم است ترکيببندى و اجراست. کتيبهنويسى نستعليق از دورهٔ صفويه آغاز شد و از عليرضا عباسى کتيبههاى زيادى در دست است. در امامزاده عبدالله تهران و نيز در شاهچراغ کتيبههايى وجود دارد که متعلق به کاتب همايون است.
در باغ ارم نيز کتيبهاى از ميرزا آقاى زنجانى وجود دارد. اثرى نيز از ميرزا غلامرضا اصفهانى در مسجد سپهسالار کار شده است. و نمونههاى ديگرى که در مکانهاى مختلف اجرا شده است.
خط در بناها بصورت کاشىکارى و گچکارى اجرا مىشده است. روى سنگ بطور مستقيم نوشته مىشده است؛ اما در کاشىکارى و گچکارى خط ابتدا نوشته مىشده و بعد به وسيلهٔ کاشىکار يا گچبر اجرا مىشده است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:31 توسط مهدی حسین پور
استادان بزرگ معاصر
جواد شریفی
بوذری
عبدالرسولی
مرتضی برغانی
علیاکبر کاوه
سید حسن میرخانی
علی منظوری
حبیبالله فضائلی
حمید دیرین
ملک الکلامی
اعتضادی
شیبانی
آقاحسینی
زرین خط
سید حسین میرخانی
معصومی
عبدالله فرادی
حسن سخاوت
طاهر خوشنويس
وى در سال ۱۲۶۸ ش در تبريز متولد شد. کتابتهاى وى عبارتند از: جامعالمقدمات، شرح جامى، کتاب رجال، نهجالبلاغه، کفايتالاصول، مکاسب، منتهىالآمال، مفاتيحالجنان و ... ميرزا طاهر خوشنويس به دفعات قرآن مجيد را کتابت کرده است.
ملک الکلامى
وى به سال ۱۲۷۴ ش در سنندج متولد شد و به اميرالکتاب ملقب شد. وى بر خطوط ششگانه تسلط کافى داشت. در شعر و نقاشى و حکاکى از مهارت خوبى برخوردار بود. از آثار برجسته وى کتيبهٔ آرامگاه خواجه حافظ شيرازى است. وى در سال ۱۳۲۸ وفات يافت.
جواد شريفى
در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد. نستعليق را نزد پدر خود فرا گرفت. از آثار وى خوشنويسى رباعيات خيام، رباعيات باباطاهر، غزليات شمس تبريزي، کليات سعدي، شاهنامه فردوسى و تأليف و تحرير رسمالخط مدارس مىباشد.
اعتضادى
جلالالدين اعتضادى ملقب به صدرالکتاب متولد ۱۲۷۵ ش تهران است. او نزد ميرزا غلامرضا به مشق خط پرداخت. بعدها در جرگهٔ خوشنويسان ارشد درآمد. از وى چندين مرقع و خوشنويسى تفسير قرآن برجاى مانده است.
بوذرى
ابراهيم بوذرى فرزند علىاصغر طالقانى در سال ۱۲۷۵ ش در طالقان ديده به جهان گشود. وى از محضر محمد عماد طاهرى و مرحوم عماد سيفى بهره برد و خط ثلث را از مرحوم اميرالکتاب و نسخ را در مکتب مرحوم على عبدالرسولى آموخت. آثار فراوانى از بوذرى در زمينه کتابت بهيادگار گذاشته است.
شيبانى
متولد ۱۲۸۵ کاشان و از خطاطان گمنام عصر ناصرالدينشاه است. از او خطوط مختلف از جمله خط تحريرى بهيادگار مانده است.
عبدالرسولى
مرتضى عبدالرسولى در محضر استاد عبدالمجيد ملکالکلامى بهره گرفت و خطوط ثلث و نسخ را از وى آموخت. وى در خط نستعليق و شکسته نستعليق تبحر ويژهاى داشت. عبدالرسولى در نوازندگى سنتور نيز شهرت داشته است.
آقاحسينى
على آقاحسينى در سال ۱۲۹۰ ش در طالقان بهدنيا آمد. پس از مشق نزد محمدحسين خوشنويسباشى و ميرزا حسنخان عاصى نزد عمادالکتاب رفت و از شاگردان برجسته او استاد عباس اخوين است. آقا حسينى در سال ۱۳۴۱ وفات يافت.
مرتضى برغانى
سيد مرتضى خوشنويس برغانى در تهران متولد شد. وى از محضر محمدرضا کلهر بهره برده و آثار و کتابتهاى زيادى از وى باقيمانده است. دو فرزند فرمند وى بهنامهاى حسن و حسين اثرات زيادى در هنر خوشنويسى برجاى گذاشتهاند. سيد مرتضى در سال ۱۳۰۸ وفات يافت و در جوار حضرت عبدالعظيم به خاک سپرده شد.
حسن زرينخط متولد ۱۳۱۲ هـ .ق نزد ميرزا طاهر کاتب همايون به مشق خط پرداخت و زرينخط جزو نسختين استادانى بود که از هنر خوشنويسىاش در آموزش و چاپ رسمالخط استفاده کرد و شاگردان زيادى را نيز تربيت نمود.
علىاکبر کاوه
وى در سال ۱۳۱۲ ق در شيراز متولد شد. از محضر عمادالکتاب بهره فراوان برد. استاد کاوه به درجهاى از کمال رسيد که محمدتقى بهار وى را ميرعماد عصر لقب داد.
سيد حسين ميرخانى
سيد حسين ميرخانى متولد ۱۲۸۴ ش در تهران است. تعليم خط را نزد پدرش فرا گرفته و بزودى سرآمد خوشنويسان معاصر شد. کتابت را تا قطعهنويسى با تسلط مىنوشت و از بنيانگذاران انجمن خوشنويسان ايران است. دو نوبت کتابت قرآن کريم به نستعليق از يادگارهاى برجسته استاد مىباشد. آموزش خوشنويسى امروز و رونق اين هنر شريف مديون اين هنرمند بزرگ است.
سيد حسن ميرخانى
سيد حسن ميرخانى متولد ۱۲۹۱ ش در تهران و فرزند سيد مرتضى برغانى است. او خط را نزد پدر آموخت. تمامى خطوط از قبيل: نسخ، ثلث، نستعليق، شکسته و نستعليق را به خوبى مىنوشت. وى از معدود خوشنويسانى است که تمامى متون کهن ادبى شاخص را با استادى تمام خوشنويسى کرده است.
خط جلى نستعليق
معصومى
احمد زنجانى مشهور به معصومى فرزند مرحوم حسين زنجانى سال ۱۲۸۷ در نجف متولد شد. وى در خطوط نسخ، ثلث، کوفي، نستعليق، شکسته، طغرا و ... مهارت داشت. از شاهکارهاى او کتيبههاى آرامگاه ابنسينا در همدان، مسجد آئينه در قم و ... است. از آثار مکتوب وى ۳ بار کتابت قرآن، نهجالبلاغه و ... مىباشد.
على منظورى
على منظورى متولد ۱۲۶۴ ش شهرستان تفرش است. وى از محضر استاد ميرزا سيد حسين خوشنويس تفرشى بهره جست. آثار گرانبهايى از خطوط مختلف جلى و خفى بجا گذاشته است. وى در سال ۱۳۰۰ وفات يافت.
عبدالله فرادى
خوشنويسى را با حضور در کلاسهاى غلامرضا پاکنهاد و على آقاحسينى آغاز کرده و بعدها به محضر استاد کاوه راه يافت. وى فارغالتحصيل رشتهٔ قضا و ليسانسيهٔ زيان فرانسه از دانشگاه سوربن پاريس بود. از استاد فرارى قطعات و مرقعات ارزشمندى برجاى مانده که يک دوره شش جلدى آموزش خوشنويسى از آن جمله است. همچنين مجموعهٔ ارزشمندى از وسايل کتابت بويژه قلمتراش از استاد که در زمان حياتش گردآورى کرده بود، برجاى مانده است.
حبيبالله فضائلى
استاد فضائلى از اساتيد خوشنويسى معاصر است که با تمامى خطوط آشنا بود. خوشنويسى را از پدرش فرا گرفت سپس نزد استادانى چون علىاکبر کاوه، حسن زرينخط، خليقىپور به تکميل آن پرداخت. دو مجله ارزشند اطلس خط و تعليم خط از تأليفات وى بشمار مىرود. که بهعنوان مرجع همواره مورد استفاده علاقمندان و پژوهشگران خوشنويسى بوده و هست. آثار گرانبهايى در زمينه کتيبه برجاى مانده که کتيبههاى عتبات کربلا، نجف، سامرا، کاظمين امام رضا (عليهالسلام)، و غيره از جمله آناند. کتابت يک جلد قرآن مجيد از جمله آثار مانده از استاد فضائلى است.
حسن سخاوت
متولد ۱۳۰۴ کرمان، تحت تعليم استاد سيد حسين ميرخانى خط را فرا گرفت. وى مدرس انجمن خوشنويسان بود و به سال۱۳۷۳ وفات يافت.
حميد ديرين
متولد ۱۳۱۵ شيراز، وى از شاگردان استاد ميرخانى و استاد بوذرى بوده، به سال ۱۳۷۴ وفات يافت
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:28 توسط مهدی حسین پور
تاریخ خوشنویسی
خوشنویسان متقدم
ياقوت مستعصمى
جمالالدين ياقوت ملقب به قبلةالکتاب، مردى اديب، فاضل و شاعر بوده است. وى از تربيت يافتگان المستعصم بالله آخرين خليفهٔ عباسى بود، به همين دليل خود را مستعصمى مىناميد و به همين نام آثارش را رقم مىزد. وى اقلام اسلامى را قاعدهمند کرد. چنانچه نقل شده وى سيصد و شصت و چهار قرآن نوشته است.
وفات وى در سال ۶۹۸ رخ داده است. شاگردانش که به استادان سبعه معروفند عبارتند از: مولانا ارغنون، مولانا عبدالله صيرفي، مولانا ارغون، مولانا عبدالله صيرفي، مولانا يحيى صوفي، مولانا مبارک شاه سيوفي، مبارک شاه قطب، مولانا احمد سهروردي.
سلطانعلى مشهدى
هزاران صفحه و ميليونها کلمه تاکنون دربارهٔ ابعاد شخصيتى سلطانعلى نوشته شده و هنوز براى شناخت آثار و شخصيت او تحقيق و پژوهش بيشترى لازم است. وى القاب فراوانى از سوى بزرگان و اديبان زمان خود گرفت که قبلةالکتاب، زبدةالکتاب، سلطان الکاتبين و ... از جملهٔ آنهاست. سلطانعلى مشهدى شاگردان بىشمارى را تعليم داده است که سلطان محمد خندان، سلطان محمدنور و محمد ابريشمى از برجستگان آنها هستند. از معروفترين آثار وى کتابت ديوان حافظ، ديوان شعر جامي، مناجات خواجه عبدا... انصارى و ... و رسالهٔ موسوم به صراطالسطور دربارهٔ خط و خوشنويسى مىباشد. سلطان على مشهدى در سال ۸۴۱ هـ .ق متولد و در سال ۹۲۶ هـ . ق وفات يافت و در محوطه مرقد امام رضا (عليهالسلام) بهخاک سپرده شد.
ميرعلى هروى
معروفترين خوشنويس پيش از ميرعماد، ميرعلى هروى است. آثار زيادى از وى برجاى مانده که گلستان و بوستان سعدي، يوسف و زليخاى جامي، گوى و چوگان عارفى و ... از جملهٔ آنان است. ميرعلى هروى شاگرد زينالدين محمود بوده، برخى نيز به ارتباط و ملاقات وى با سلطانعلى مشهدى اشاره کردهاند
ميرعمادالحسنى قزوينى
ميرعماد فرزند ابراهيم و ملقب به عمادالملک است، در حدود ۹۶۱ هحرى متولد و در سال ۱۰۲۴ در اصفهان به شهادت رسيد. او شاگرد محمدحسين تبريزى بوده و بعدها از خطوط باباشاه اصفهانى و مالک ديلمى مشق کرده و در پانزده سال آخر عمر شيوهاى را بجاى گذاشت که تا امروز بىنظير است و در نهايت اعجاز و صفا و شأن قرار دارد. از شاگردان ميرعماد مىتوان نورالدين محمد لاهيجي، عبدالرشيد، ميرابراهيم، گوهرشاد، ابوتراب و محمدصالح را نام برد. وى بهدليل حسادت رقباى خود و دشمنى شاهعباس اول به قتل رسيد.
عليرضا عباسى
از معروفترين خوشنويسان دوره صفويه مىباشد و از رقباى ميرعماد بوده است. وى بهعنوان خطاط مخصوص شاهعباس در همه وقت کنار او بوده و براى همين عباسى را رقم مىزده است. در خطوط نستعليق و ثلث تسلط داشته. تاريخ درگذشت عليرضا عباسى سال ۱۳۰۸ هـ .ق است.
اسدا... شيرازى
از خوشنويسان نستعليق در عهد فتحعليشاه و محمدشاه و ناصرالدينشاه بوده است. ملقب به کاتبالسلطان بوده چرا که از کاتبان دربار محمدشاه و مورد توجه او بوده و بسيار عزيز و محترم مىزيسته. ميرزا اسدا... از پيروان شيوهٔ ميرعماد و در زمان خود در اين هنر بلندآوازه بوده وفاتش بهسال ۱۲۶۹ قمرى ضبط شده اما صحيح بنظر نمىرسد و ظاهراً چند سال بعد از اين تاريخ نيز زندگى کرده است. آثار باارزشى از وى بجا مانده که بيشتر آنها در کتابخانهٔ ملى ايران موجود است.
محمد صالح
محمد صالح فرزند ميرزا ابوتراب و از شاگردان مطرح ميرعماد بوده است. وى علاوه بر نستعليق خط ثلث را به زيبايى مىنوشته و هم اينک برخى کتيبههاى سردر مساجد بهويژه اماکن متبرکه در اصفهان با رقم محمد صالح قابل مشاهده است. آخرين تاريخ برجاى مانده در آثار محمد صالح ۱۹۰۴ هـ . است.
فتحعلى شيرازى
بعد از ميرزا غلامرضا، فتحعلى شيرازى ملقب به حجاب بزرگترين خوشنويس عهد قاجار است. آثار فراوانى از تمامى اقلام از فتحعلى شيرازى برجاى مانده؛ نقل است که گلستان سعدى را چند بار کتابت کرده، در کل کتابت آثار ادبى و ديوان اشعار بزرگان از فعاليتهاى اين خوشنويس بزرگ است. وفات او در ۱۲۶۹ اتفاق افتاد و در صحن شاهچراغ در شيراز بهخاک سپرده شد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:27 توسط مهدی حسین پور
مراحل خط
در طى ساليان اين قالبهاى متعدد براى ترکيب کلمات و حروف ايجاد شدند و هنرمندان، آيات قرآنى و متون ادبى و علمى و اشعار زيبا را در اين قالبها نوشتهاند و خوشنويسان با وفادارى به اصول اين قالبها آثار بديع و بسيار زيبايى خلق کردهاند.
سطرنویسی
دو سطرنویسی
سیاه مشق
چلیپا
کتابت
سطرنويسى
به مجموعهٔ کلمات و جملههايى که روى خط کرسى قرار مىگيرند، سطر گفته مىشود. سطر سادهترين قالب براى ارائه نوشته در خوشنويسى بشمار مىرود و از ارکان مهم آن به حساب مىآيد. سطر ممکن است يک جملهٔ کامل باشد يا چندين جمله را در خود جاى دهد. گاهى نيز ممکن است جملهٔ کامل هم نباشد. بنابراين تعداد سطرها در يک صفحه را، خط کرسىهاى موجود در آن صفحه مشخص مىکنند.
اصول و ضوابط کلى سطر شامل دو قسمت مهم مفردات سطر و ترکيب سطر مىشود. مفردات سطر اجزاى سطر است؛ شامل حروف، کلمات و اتصالات؛ که بکارگيرى قواعد حروف و کلمات انجام مىگيرد.
ترکيب سطر، چگونگى قرار گرفتن حروف و کلمات در داخل سطر و نحوه ارتباط بين آنهاست؛ بطورى که سطر در زيباترين شکل خود قرار گيرد. مجموعه اجزاى يک سطر بايد در داخل سطر، بصورتى اصولى و زيبا کنار هم چيده شوند، تا سطر زيباتر بنظر آيد. در ترکيب سطر، ذوق و سليقه و ابتکار شخص در زيبايى آن نقش اساسى دارد. قواعد و اصول اوليهٔ ترکيببندى سطر عبارتند از: رعايت کرسى حروف و کلمات، رعايت فاصلهٔ حروف و کلمات، کشيدهها و جايگاه آنها در سطر، سوار کردن حروف و کلمات، اتمام سطر.
خط کرسى يا خط زمينه در يک سطر براى آنکه چشم بهخطا نرود و حروف و کلمات در جايگاه خود قرار گيرند، بکار مىرود. در سطر، بايد فاصلهٔ حروف و کلمات يکسان و يکنواخت نسبت بهم نوشته شوند، تا سطر زيباتر و خواناتر شود. معمولاً فاصله بين حروف و کلمات يک سطر، به اندازهٔ يک نقطه قلم است.
معمولاً در هر سطر يک يا دو حرف بهصورت کشيده نوشته مىشود. بعضى حروف الفباى فارسى در خط نستعليق مىتوانند بهصورت کشيده يا مدّ نوشته شوند. برخى خروف خود، قابل کشيدن نيستند؛ اما در اتصال با حروف ديگر قابل کشيدن مىشوند. مثل حرف غ وقتى به م متصل شود بهصورت کلمهٔ ”غم“ قابل کشيدن خواهد شد. کشيدهها براى ايجاد توازن و زيبايى استفاده مىشوند و شکلهاى متنوعى به سطر مىبخشند. محل قرار گرفتن آنها براساس تشخيص و سليقه و تجربهٔ خوشنويس، مىتواند زيبايى اثر را چند برابر کند.
در قطعات خوشنويسي، بخصوص نستعليق، بعضى از حروف و کلمات از جاى اصلى خود خارج و بالاى کلمهٔ قبل از خود قرار مىگيرند و سوار مىشوند و انسجام بيشترى به سطر مىدهند. سوار کردن حروف و کلمات باعث ايجاد توازن بين سياهىها و سفيدىها در يک اثر خوشنويسى مىشود. البته بعضى از حروف در قواعد خوشنويسى نبايد سوار شوند.
سطرهاى خوشنويسي، بويژه نستعليق در آخر به طرف بالا صعود دارد. يعنى يا کمى بالاتر از سطر نوشته مىشود يا روى کلمهٔ قبل از خود سوار مىشود، که به اين عمل اتمام سطر گويند.
در نوشتن دو سطر يا يک بيت، بايد قواعد سطرنويسى در هر دو سطر رعايت شود. فاصلهٔ دو سطر يا دو مصرع از هم با توجه به طول هر سطر و ارتفاع آن حدود ۱۲ تا ۱۵ نقطه است. کشيدهها در دو سطر نبايد زيرهم قرار گيرند؛ اما زيبايى اولويت دارد و بسته به ذوق و سليقه و ابتکار خوشنويس محل کشيدهها مشخص مىشود. دوسطرنويسى بيشتر براى نوشتن يک بيت شعر بکار مىرود.
سياهمشق
از ديگر قالبهاى خوشنويسى سياهمشق است. سياهمشقها به دو گروه اصلى تقسيم مىشوند: سياهمشقهاى تمرينى و سياهمشق در قالب يک قطعهٔ زيبا.
سياهمشقهاى تمرينى براى آماده شدن است خوشنويس براى اجراى يک قطعهٔ زيبا بکار مىرود، در اصل انگيزهٔ ايجاد سياهمشق همين تمرينها بوده است. در سياهمشقهاى تمريني، هدف ايجاد يک قطعه نيست.
سياهمشق مىتواند قالبى باشد براى اجراى يک قطعهٔ زيبا. احتمالاً در قرن دهم هجرى اين کار صورت گرفته و ادامه يافته است و در قرن سيزدهم با ظهور ميرزا غلامرضا اصفهانى و ميرحسين ترک به اوج خود رسيده است. بيشترين آثار سياهمشق نستعليق در دوران قديم مربوط به ميرعماد بوده است، که از زيبايى و مهارت زيادى در اجرا برخوردار است. اما در حال از قرن سيزدهم به بعد قالب سياهمشق جايگاه خود را به عنوان يک قطعهٔ با ارزش هنرى خوشنويسى پيدا کرد.
امروزه قطعات سياهمشق خوشنويسان برجسته داراى ارزش بالايى است و در عرصهٔ نقاشيخط نيز از سياهمشق بهعنوان دستمايه استفادههاى زيادى مىشود.
يکى از بهترين و زيباترين قالبهايى که براى نوشتن قطعات خوشنويسى بخصوص نستعليق استفاده مىشود، چليپاست؛ که از مجموع چهار سطر و يا مجموع دو قالب دو سطرى ايجاد مىشود. و سطرها در داخل آن بهشکل مورب و کج قرار مىگيرند، که بهترين قالب براى رباعى و دوبيتى است. در اين قالب، سطرها بسيار دقيق و حساب شده در جاى خود قرار داده مىشوند. تقارن ميان فضاهاى پر و خالى توازن در قطعه و چليپا را ايجاد مىکند و آن را زيبا جلوه مىدهد. در هر دو سطر بايد تمام اصول و قواعد دوسطرى رعايت شود. معمولاً مقدار شيب سطرها طورى است که خط کرسى سطر اول بر نيسماز زاويهٔ سخت راست بالا عمود باشد. انواع ديگرى از چليپا وجود دارد که تعداد بيتهاى شعر در آن بيش از دو بيت است. گاهى نيز قالب چليپا با قالبهاى ديگر مثل دو سطرى ترکيب مىشود که به آنها چليپاى مرکب گويند. قواعد سطر در چليپانويسى هم بکار مىرود. اما ترکيب کلى چليپا تعداد، طول و محل کشيدهها را تعيين مىکند. طول سطرهاى چليپا نبايد زياد کوتاه يا بلند باشد.
اندازهٔ قلم در چليپاى معمولي، حدود ۵/۱ تا ۵/۲ ميلىمتر است.
تنوع ترکيب در چليپانويسى بسيار زياد است؛ که بخشى از آن مربوط به انتخاب کشيدهها و تنظيم آنها نسبت به هم است.
کتابت
کتابت در لغت يعنى نوشتن و تحرير کردن. اما در خوشنويسى اصطلاح و قالبى است براى نوشتن کتاب. کتابت قالبى براى ارائه نوشته بصورت ريز است و بيشترين کاربرد را در کتابنويسى دارد. قبل از بوجود آمدن صنعت چاپ، همهٔ کتابها با دست نوشته مىشد. در انتخاب ابزار کتابت، قلم نى محکمتر و باريکتر از قطر يک مداد معمولى است. مرکب بايد از بهترين نوع باشد و دوات بار کوچک انتخاب شود.
کتابت ريز را در اصطلاح خوشنويسي، کتابت خفى و کتابت کمى درشت را کتابت جلى مىگويند. تمام قواعد سطرنويسى بايد در سطرهاى کتابت رعايت شود.
يکى از ويژگيظهاى کتابت خوب، يکدستى و هماهنگى در تمام صفحه است. از خوشنويسان برجستهاى که در گذشته کتابت را به زيبايى انجام دادهاند، ميرزا محمدرضا کلهر و عمادالکتاب را مىتوان نام برد. از کاتبان معاصر نيز ”استاد سيد حسين ميرخاني“ و ”استاد سيد حسن ميرخاني“ را مىتوان نام برد. مهمترين اثر کتابت استاد سيد حسين ميرخاني، قرآنى است که به خط نستعليق نوشته شده است.
امروزه از کتابت براى ايجاد و ارائه يک قطعهٔ زيبا نيز بهره گرفته مىشود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:24 توسط مهدی حسین پور
سایر خطوط
کوفی -ریحان - توقیع - رقاع - ثلث -نسخ -محقق -کوفى
کوفی
ریحان
توقیع
رقاع
ثلث
نسخ
محقق
کوفى
نخستين نوع خوشنويسى که قرآن به آن نوشته شد کوفى بود. بعد از ظهور اسلام در ايران، اين خط نيز رواج يافت.
با تأسيس شهرهاى کوفه و بصره در دومين دههٔ شکوفايى اسلام، دانشمندان گرانقدرى بوجود آمدند که توجه زيادى به زبان و خط عربى داشتند و کوفه نقش تعيينکنندهاى در خط مکّى - مدينهاى داشت؛ و خط جديدى پديد آمد که بنام خط کوفى مشهور شد.
خط کوفى در نيمه دوم قرن اول هجرى به اوج خود رسيد و سه قرن دوام يافت.
بطورکلى خط کوفى در دون نوع ظاهر شده است. يکى تحريري، کتابتي، ساده و تزئينى و موشّح و ديگرى کوفى بنّايى ومعقّلي.
خط کوفى تزئيني، از قرن دوم هجرى عامل بسيار مهمى در هنر اسلامى براى سورههاى قرآن مجيد، نوشتههاى روى سکهها و لوحههاى يادبود بشمار مىآمد. اما مهمترين جلوۀ خط کوفى تزئينى را بايد در قرن چهارم هجرى در کتيبههاى سلجوقى که در اواخر حکومت خلفاى عباسى فعاليت داشتند، جستوجو کرد. از قرن چهارم به بعد خط کوفى به تنهايى شکل تزئينى يافت و اين تحول تا اواخر قرن پنجم هجرى ادامه يافت. از اين زمان به بعد خط کوفى عملکرد اصلى خود را از دست داد و صرفاً تزئينى گشت.
خط بنايى يا معقلى خطى است بدون دور و متکى بر سطح. خط بنايى تشکيل شده از خطوط مستقيم عمود برهم که زوايايى را بوجود مىآورد.
اصل و منشأ خط کوفى از خط سريانى است. خط کوفى ايرانى نيز براساس نتايج برخى پژوهندگان معاصر در آثار بازمانده کشف شده است. اين خط کوفى شيوهٔ خاصى داشته با حروف منفصل که با خاطى مويين به يکديگر پيوسته و در آن شباهتى با خط اوستايى و پهلوى يافت شده است که آن را کوفى شيوهٔ ايرانى ناميدهاند.
خط کوفى در ايران تا مدت پنج قرن معمول بوده است که بيشتر در کتابت قرآن و تزئين ابنيه و کتب، ظروف و ... بکار مىرفته است.
ثلث
خط ثلث با ساختارى ايستا و موقر، بيشتر در تزئين کتابها و کتيبهها بکار مىرفته است. انواع گوناگون ثلث تزئينى توسط ابنبواب و ياقوت ابداع شده که براى کتابت قرآن و ديگر کتب مذهبى بکار مىرفته است. ابنبواب زيبايى و ظرافت را با خط ثلث همراه کرد.
خط ثلث در ايران براى نوشتن عنوان سورههاى قرآن کريم، پشت جلدنويسي، سرلوحهها، و بخصوص در کتيبهها و کاشىکارىها بکار رفته است و هنوز نيز رايج مىباشد.
ريحان
خط ريجان از خط نسخ مشتق شده است؛ اما از خط ثلث نيز بهره گرفته است ولى از آن ظريفتر است. خط ريحانى بسيار نزديک به خط محقق است. اين خط از ابداعات على ابن - عبيدالله ريحانى است و به همين دليل نام ريحانى گرفته است. برخى نيز آن را به ابنبواب نسبت مىٔهند، زيرا براى اين خط و زيباسازى آن تلاشهاى شايانى کرده است.
برخى نيز خط ريحان را مشتق از خط محقق مىدانند که سالها پس از آن پديد آمده است. اين خط همهٔ محاسن و ويژگىهاى خط محقق را دارد. ولى ظريفتر از آن نوشته مىشود و به ظرافت و لطافت ممتاز است.
خط نسخ، در آغاز خطى بوده هم پايهٔ خط کوفي. اصل اين خط از خط ”نبطي“ مىباشد. خط نسخ بطورکلى از اواخر قرن دوم هجرى رايج شد. ولى تا اواخر قرن سوم هجرى چندان متداول نبود. اين خط به تمام سرزمينهاى شرقى که تحت لواى اسلام بودهاند، گسترش يافت. ايرانيان براى نيازهايى چون کتابت نوعى نسخ بکار مىبردند که متفاوت بود. امتياز مهم خط نسخ در رعايت نسبت است، که يکى از قواعد مهم خوشنويسى مىباشد که موجب زيبايى خط است. ابنمقلد تناسبات خط نسخ را استحکام بخشيد و آن را به يکى از سطوح متعالى خوشنويسى رسانيد.
در حال حاضر در کشورهاى اسلامي، خط نسخ اهميت بسيار دارد و در تحرير آن بکار مىرود. حروف چاپ و ماشين تحرير نيز با اين قلم فراهم آمده است و کتابها و نشريات نيز به همين خط چاپ مىشوند، که البته با نسخ قرآنى تفاوتهايى مختصر دارد.
خواندن و نوشتن در خوشنويسى نسخ بسيار ساده و روان است؛ علت آن نظم خاص و دقيقى است که در چيدن حروف و کلمات در داخل سطر بکار مىرود.
توقيع
تقويع در لغت به معنى امضاء است که توقيعى نيز گفته شده است. اين خط در زمان خلافت مأمون ابداع شده است.
تحول نهايى خط توقيع در قرن چهارم هجرى اتفاق افتاد. احمد بن محمود ملقب به ابن خازن از شاگردان نسل دوم ابن بواب و از مريدان وي، شوکت لازم را به اين خط بخشيد.
در اواخر قرن نهم هجري، نوع درشتى از خط توقيع در ترکيه ابداع شد که موردپسند ترکها بود. اما ميان عربها چندان متداول نگشت.
خط توقيع را مشتق از خط ثلث دانستهاند.
محقق
محتقق نخستين طخى است که در آغاز خلافت عباسيان از کوفى استخراج شد و نزديکترين خطوط به آن است. و نيز اولين خطى است که ابن مقلد تهذيب و هندسى کرده است. ابنبواب تکامل نهايى را به آن بخشيد. خط محقق چهار قرن محبوبترين خط ميان خوشنويسان جهت کتابت قرآن در تمام سرزمينهاى اسلام در شرق بوده است.
تأثير ذوق ايرانى در اين خط کاملاً بارز است. محقق خطى است باشکوه و اندام درشت و فواصل منظم، يکدست و ساده.
رقاع
رقاع در لغت به معنى صفحهٔ کوچک است. اين خط از خطوط نسخ و ثلث مشتق شده است. خط رقاع در مکاتبات خصوصى و کتابهاى عرفى و روى کاغذهاى در ابعاد کوچک رواج داشت. رقاع از خطوط محبوب خوشنويسان عثمانى بود و توسط خوشنويس مشهور شيخ حمدالله الاماسى اصلاحات لازم در آن صورت گرفت. اين خط تدريجاً توسط ديگر خوشنويسان سادهتر شد و از رايجترين خطوط گرديد. امروزه خط رقاع از متداولترين خطوطى است که در سرتاسر دنياى عرب بکار مىرود.
خط رقاع بر اثر نياز به تندنويسى و مختصر نوشتن، در مکاتبان بکار مىرفته است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:22 توسط مهدی حسین پور
خطوط ایرانی
تعلیق
نستعلیق
شکستهٔ نستعلیق
تعليق
از قرن پنجم هجرى در نسخ تحريرى (شيوهٔ ايراني)، بتدريج دگرگونىهايى پديد آمد و از اواسط قرن هفتم بر اثر تکامل قلم ايرانى خطى بوجود آمد که مقتبس از آن و نيز خط توقيع و رقاع بود و بنام خط تعليق کمال و رواج يافت. اين خط در تحرير کتابها و ديوانهاى شعر يکار مىرفت و تا قرن هشتم رو به تکامل رفت.
نياز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پيوستگى حروف و کلمات مجاز شود و خطى بوجود آمد که شکسته تعليق ناميده شد. اين قلم خاص کاتبان ديوان بود که گاهى ”ترسّل“ نيز ناميده شده است. امروزه خطاطان ايرانى با تعليق کمتر آشنايى دارند. پس از رواج خط تعليق، عثمانىها و مصرىها در آن تصرفاتى موافق با سليقه خود ايجاد کردند و شيوهٔ خود را ”ديواني“ ناميدند.
نستعليق
در بين انواع خوشنويسى که از ابتداى اسلام تا بحال وجود داشته است، نستعليق زيباترين نوع خوشنويسى محسوب مىشود؛ بطورى که آن را ”عروس خطوط اسلامي“ لقب دادهاند. نستعليق که آميختهٔ دو خط تعليق و نسخ گفته شده(نسختعلیق)، توسط ميرعلى تبريزى به کمال دست يافت و حرکتى نو آغاز شد.
خط نستعليق از همهٔ شرايط زيبايى برخوردار است؛ از آن جمله: اعتدال، موزوني، استواري، تناسب، حسن ترکيب و همآهنگى ذوق و سليقه. علاوه بر زيبايى منظر، سهولت و سرعت تحرير نستعليق و نيز آسانى قرائت کلمات و سطور از موجبات رواج آن بوده است. نستعليق خطى است با قاعده و حروف اين خط را ملهم از زيبايى طبيعت دانستهاند.
در سى - چهال سال اخير تا امروز توجه به خط نستعليق روزافزون بوده است و خوشنويسانى توانا در اين زمينه ظهور کردهاند. از هنرمندان خوشنويسى نستعليق معاصر که در ترويج آن در دوران معاصر تلاش کرده و موجب رونق و ترويج اين نوع خط شدهاند، مىتوان از عمادالکتاب، سيد حسين ميرخاني، سيد حسن ميرخاني، علىاکبر کاوه را مىتوان نام برد.
اصول خط نستعليق امروزه همان است که ميرعماد لحاظ کرده بود. هنرمند قرن سيزدهم بنام محمدرضا کلهر در چارچوب شيوۀ ميرعماد تغييراتى ايجاد کرد که در زيباتر شدن و تطبيق آن با صنعت چاپ در آن زمان، نقش اساسى داشت. ميرزا غلامرضا اصفهانى نيز از هنرمندان همين دوره است که نستعليق را بسيار استادانه مىنوشت.
بهرحال بارزترين مشخصهٔ نستعليق زيبايى آن است.
شکستهٔ نستعليق
از انواع خوشنويسى ايران، خط شکسته نستعليق است که داراى پيچشها و حرکتهاى بسيار زيبايى است. مشخصهٔ بارز آن رواننويسى و تندنويسى است.
اين خط از ابداعات ايرانيان است که مستقيماً در پيوند با تعليق و نستعليق مىباشد. از اوايل قرن يازدهم و آخر دورهٔ صفويه، خط شکسته بدليل کثرت کاربرد و نياز به تندنويسى بوجود آمد. مهمترين خوشنويس اين خط، درويش عبدالمجيد طالقانى (نيمه دوم قرن ۱۲) است. ابداع و استخراج شکسته را از نستعليق در اوايل قرن يازدهم به مرتضى قليخان شاملو و برخى نيز به محمد شفيع هروى معروف به شفيعا نسبت دادهاند.
هنرمند ديگر اين خط سيد على اکبر گلستانه در قرن سيزدهم است که شيوهٔ درويش عبدالمجيد را ادامه داد.
شکسته بعد از يک دوران کوتاه رکود، امروزه مورد توجه خوشنويسان واقع شده است. حروف و کلمات در اين نوع خوشنويسى از شکلهاى متنوع زيبايى برخوردار است. حرکت در اين خط از نستعليق آزادتر است.
از شکسته براى نوشتن متنهاى ادبى و شاعرانه فارسي، پيامهاى شاد و کارتهاى تبريک بهره گرفته مىشود اين نوع خوشنويسى در نقاشيخط و گرافيک نيز کاربرد وسيعى دارد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:20 توسط مهدی حسین پور
سیر تکاملی خوشنویسی در ایران
طبق آنچه که در رسالات و کتب مؤلفان مشهور بعد از اسلام آمده، اولين شخصى که خط نوشت ”مرا مر ابن مرّه“ از شبه جزيرهٔ عربستان بود و اولين کسى که در صدر اسلام قرآن نوشت و به حسن خط شهرت داشت خالد ابن ابوهياج بود که براى عمر بن عبدالعزيز قرآنى با زر نوشت. بعد از آنکه کوفه بهصورت شهر بزرگى درآمد، خط کوفى در اين شهر رواج يافت و رونق گرفت و به خط کوفى شهرت يافت. قديمىترين قرآن به خط کوفى متعلق به اواخر قرن سوم هجرى است. بعداً نسخ در کتابت قرآن بجاى خط کوفى بکار رفت و در قرن بعد خطوط ديگرى توسط خوشنويسان ايرانى پديد آمد و تا مدتها بعد از تکوين خط هاى عربي، خوشنويسى مقامى والاتر و بالاتر از نقاشى داشت.
خطى که در قرون اسلامى در ايران رواج داشته و به آن خوشنويسى مىکردهاند و امروزه نيز خطى رسمى است، در اصل از الفباى عربى مىباشد. عربها پيش از اسلام بر اثر ارتباط با اقوام متمدنتر با خط و زبان نبطى و سريانى آشنا شده بودند و از هر يک از اين دو خط استفاده مىکردند. خطهاى نبطى و سريانى از خطوط سامى بود و تقليد آن براى عربها امکانپذير. خط اولى منشأ خط نسخ شد و دومى اصلى خطّ کوفى است. بعد از اسلام ظاهراً هر دو خط بهکار مىرفته است. خط نسخ بيشتر براى تحرير نامهها و خط کوفى براى کتابت مصحفها، کتيبهها و سکهها استفاده مىشد.
از اواخر دورهٔ امويان و اوايل عباسيان قلمرو خط عربى وسعت يافت و بهتدريج در ايران ومصر و شمال آفريقا انتشار و رواج يافت و کمکم از دو خط مذکور اقلام ديگرى پديد آمد.
قبل از اسلام در ايران انواع خط از جمله خط ميخي، پهلوى و اوستايى رايج بود و حتى از آثار برجاى مانده چنين برمىآيد که ايرانيان در نوشتن آنها هماهنگى و ضوابط خاصى داشتهاند. اما با پذيرش اسلام توسط ايرانيان، خط و زبان قرآنى رواج يافت.
در آخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري، شخصى به نام ابن مقلد بيضاوى شيرازي، وزير مقتدر خليفهٔ عباسى و برادرش ابوعبدا... حسن به هرج و مرج در اقلام گوناگون پايان دادند و با تکميل اقلام موجود (چهارده نوع) و هندسى کردن ابعاد حروف و تعيين اساس قواعد دوازدهگانه در خط، خوشنويسى را تحت ضابطه در آوردند و پايهٔ خطوط را بر سطح و دور نهادند.
خط نسخ از زمان ابن مقله به بعد به قالبى بهتر درآمد و شهرت قابل توجهى يافت.
ابن مقله قواعد خوشنويسى را به دو بخش تقسيم کرده است: حسن تشکيل و حسن وضع. حسن تشکيل قاعدهٔ اصول و نسبت از آن پديد مىآيد و ديگرى حسن وضع که قواعد ترکيب و کرسى از آن استفاده مىشود.
بعد از ابن مقله خطاطان ديگر نيز بهتدريج اين اصول را بسط دادند. اين قواعد عبارتند از:
- قاعدهٔ اصول: قوت، ضعف، سطح، دور، صعود، نزول، سواد، بياض، ارسال. يعنى حسن نگارش حروف و استحکام آنها از جهات مذکور.
- قاعدهٔ نسبت يا تناسب: يعنى حروف و شکلهاى مشابه هم، در همهٔ موارد به يک اندازه باشند.
- قاعدهٔ ترکيب: يعنى آميزش هماهنگ و دلپذير حروف، کلمات، جملهها و سطرها با يکديگر به گونهاى که از حسن ترکيب برخوردار باشد.
- قاعدهٔ کرسى: يعنى نوشتن با توجه به خط کرسى انجام شود.
دو اصطلاح صفا و شأن صفت خطى است که به مرحلهٔ کمال رسيده باشد. صفا حالتى است که طبع را شاد و چشم را روشن سازد. و شأن کيفيتى است از خط که چون پديد آيد خطاط به نگريستن در خط مجذوب شود و احساس خستگى نکند.
بعد از ابن مقله، ابن بوّاب، در ضمن بکار بستن قواعد دوازدهگانه، با سنجش حروف با ميزان نقطه، قواعدى را در خوشنويسى پيشنهاد کرد و با دقت در تراش قلم و انتخاب مرکب و نيز با ترتيب شاگردان متعدد در تکميل اقلام ثلث و نسخ و رقاع تأثيرگذار بود.
طى دو قرن پس از ابن بّواب، خوشنويسى توسط خطاطان متعدد رونق گرفت؛ تا اينکه ياقوت مستعصمى ظهور کرد و از ميان اقلام متعدد رايج شش قلم ثلث، نسخ، ريحان، محقق، توقيع و رقاع را برگزيد و در زيبا گرداندن آنها ابتکاراتى بهخرج داد. اقلام سته به خطوط اصول نيز مشهورند.
خوشنويسان ايراني، خطى وزين و سبک روح را از خط تعليق ونسخ مشتق ساختند که نستعليق نام گرفت. نستعليق که از واژههاى نسخ و تعليق شده در قرن نهم هجرى توسط ايرانىها ابداع شد و همچنان نيز خط ملّى آنان محسوب مىشود. واضع خط نستعليق ميرعلى تبريزى بود، که قواعد پيچيدهٔ حاکم بر آن را نيز تدوين نموده در زمان سلطنت شاه طهماسب (۹۳۰-۹۸۴ هـ .ق) خط نستعليق جاى نسخ را گرفت و خط منتخب براى نگارش ديوانهاى شعر، داستانهاى حماسى و ديگر رواوين گرديد. يک قرآن کامل به خط نستعليق نيز موجود است که اين نسخهٔ منحصر بفرد که براى کتابخانه شاهطهماسب در سال ۹۴۵ هـ . توسط شاهمحمود نيشابورى کتابت شده است که نمايش قدرت و زيبايى خط نستعليق به شمار مىآيد. دوران سلطنت شاهعباس بزرگ، دورهٔ طلايى خط نستعليق به شمار مىرود. در اين دوران خوشنويسان بنامى رسد کردند که معتبرترين آنها ميرعماد حسينى است.
در قرن نهم همچنين خورشيد بلندپايه خط و خوشنويسى سلطان على مشهدى ظهور نود و شهرتش در زمان حيات عالمگير شد.
در قرن دهم ستارگان بسيارى چون شاه محمود نيشابوري، سلطان محمد خندان، بابا شاه تربتي، پيرمحمد شاگرد ميرعلي، سيد احمد مشهدي، محمود سياوشاني، شيخ مرشدالدين شيرازي، شاهمحمد مشهدى در آسمان هنر خوشنويسى اين سرزمين درخشيدند. ميرعلى هروى استاد الاساتيد خط نيز در اين دوران ظهور کرد. وى قواعد خط را به نظم در آورد و آثارى چون هفت اورنگ جامي، چهل حديث (سه نسخه)، گلستان سعدي، و بسيارى از آثار ادبى و فرهنگى اين سرزمين را به قلم جادويى خود مزين کرد.
از مهمترين حوادث خط و خوشنويسى در قرن دوازدهم، ظهور درويش عبدالمجيد طالقانى استاد مسلم خط شکسته است. از بزرگان ديگر خط در اين قرن احمد نيريزى است. او از نسخنويسان بزرگ زمان خود است و در نستعليق و شکسته نيز مهارت دارد.
در قرن دوازدهم هجرى خط نسخ متمايل به نستعليق گرديد و در قرن سيزدهم و چهاردهم هجرى قمرى بهتدريج به خوشنويسى و نستعليق توجه شده است و مشاهير عمده اين هنر عبارتند از: وصال شيرازى و فرزندانش، ميرزا محمدرضا کلهر، ميرزا غلامرضا اصفهاني، و عمادالکتاب.
خط نستعليق به دست هنرمندان ايرانى متولد شد، ميرعماد حسنى آنرا به درجهٔ کمال رسانيد و تا زمان ميرزا محمدرضا کلهر ادامه يافت.
در دورهٔ معاصر على اکبر کاوه، حسن زرين خط، سيد حسين و سيد حسن ميرخانى و هنرمندان بنام ديگرى در اين خط و شيوه هنرنمايى داشتهاند
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:19 توسط مهدی حسین پور
استاد ید اله کابلی
متولد 1329 هجري شمسي در خوانسار شکسته نویس و خوشنویس معاصر ایرانی است. او عضو عالی انجمن خوشنویسان ایران و دارنده گواهینامه درجه یک هنری است.
از ابتکارات او ترکیب اقلام مختلف از غبار تا جلي و شش دانگ را در یک صفحه است در حالی که قدما در ترکیب بندی از اقلام ريز و غالباً از يك قلم استفاده می کردند. در شيوه او هر قطعه اي فرم و فضاو تركيبي خاص خود را پيدا مي كند و شايد عمده ترين تحولي كه در خط امروز و در صفحه آرايي خط شكسته پديد آمده ، همين تنوع و تازگي است.[۱]
بي هيچ ترديد استاد يد الله كابلي خوانساري يكي از تاثير گذارترين هنر مندان معاصر است كه با پديد آوردن شيوه اي تلفيقي در خط شكسته توانسته است بسياري از نياز هاي جامعه هنري امروز را جوابگو باشد . يدالله كابلي فعاليت هاي رسمي خوشنويسي خود را از سال 1347 آغاز نموده است .
خط نستعليق را حدود سه سال در نزد استاد , شادروان سيد حسن ميرخانی آموخت. چنانچه كه خود استاد مي گويد در آن زمان جز اندك نسخه هاي خط شكسته نستعليق كه هر از چند گاه در نشريات چاپ مي شد اثري از اين نوع خط يافت نمي شد ليك همان چند عكس بي رمق چنان استاد را به خود مجذوب كرد كه پس از كسب اجازه از استاد خود به سمت احياء اين خط كشيده شد تا اينكه بعدا آموزش اين هنر اصيل در دستور كار انجمن خوشنويسان قرار گرفت. [۲]استاد يدالله كابلی خوانساری بيش از يك دهه از سال 1350 ، به تنهايي به آموزش خط شکستهنستعليق در انجمن خوشنويسان ايران پرداخته و بهنوعی ديگر بار اين خط زيبا و تبحرانگيز را در ايران پايه ريزی كرده است. [۳] وی شاگردان زیادی را در زمینه خط شکسته نستعلیق تربیت کرده است.
از او نمایشگاه های متعدد انفرادی و گروهی در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر برگزارشده است.
کتابهای منتشر شده
خط شکسته و شکسته خوانی 1982
حس قلم، کتاب راهنما برای خط شکسته 1986
محراب خیال، مجموعه کارهای انتخابی 1989
کلک شیدائی، خط شکسته به روش نسج و متقاطع 1990
باغ نظر، مجموعه کارهای انتخابی خط شکسته 1990
رباعیات باباطاهر، 1992
نقش شوق، مجموعه از کارهای انتخابی 1994
منحنی عشق، مجموعه کارهای انتخابی 1995
دولت قرآن، مجموعه نمایشگاه ملی 1997
سماع قلم ۱ - ۲ ۱۳۸۶
شکسته پیوسته ۱۳۸۷
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:12 توسط مهدی حسین پور
سیر تحول خط شکسته
در اواسط قرن هشتم هجری خوشنویسی ایرانی قدم در یکی از عالیترین دورههای خود گذاشت و سه قلم از خطوط ایرانی-اسلامی یعنی «تعلیق»، «نستعلیق» و «شکسته نستعلیق» بر جریدهٔ ایام جلوهگر شدند. خطوطی که اگر چه الفبای آن برگرفته از الفبای عربی است، اما آثار آن را باید از ابداعات خاص ایرانیان دانست.
قرن هشتم و نهم هجری در هرات از بهترین دورههای رشد خوشنویسی به شمار میآید و این هنر بزرگ پارسی در تمام مجامع و موسسات علمی مورد توجه بوده، شاهان و شاهزادگان به آن نظر ویژهای داشتهاند تا آنجه که خط نویسان و خط شناسان بسیاری را در دربار خویش جلب کرده و آنان را ترغیب و تشویق شایسته مینمودند. چنانچه در احوال بعضی از هنرمندان آمده حتی جایزههای بسیار بزرگ و با ارزش را برای هنرمندان منظور میکردند و از علاقه مندی آنان بدین هنر این بس که تعدادی از شاهان و بزرگان خود از خوشنویسان صاحب نام بودهاند. آثار بجا مانده از آنان خود دلیل و مدرک بارزی بر این مدعا است.[۳] در چنین بستری حط شکسته نستعلیق پا به عرصه وجود گذاشت.
عدهای «مرتضی قلی خان شاملو» حاکم هرات و برخی دیگر « محمد شفیع هروی» معروف به «شفیعا» را ابداع کنندهٔ این خط دانستهاند. مرحوم عبدالمحمد خان ایران صاحب کتاب (پیدایش خط و خطاطان) عقیده دارد که که شکسته نستعلیق در زمان صفویه به وجود آمد و «مرتضی قلی خان شاملو» آن را از نستعلیق رویاند. همچنین اذهان میدارد که میرزا شفیعا هراتی (یا همان محمد شفیع هروی) از خوشنویسان این قلم که منشی مرتضی قلی خان بودهاست آن را تکمیل نمودهاست. در نیمهٔ دوم سده دوازدهم «درویش عبدالمجید طالقانی» شکستهٔ نستعلیق را به اوج تکامل رسانید. او اهل طالقان قزوین بود، درجوانی به اصفهان رفت و بسیار زود در سن ۳۵ سالگی چشم از جهان بست.
شیوه شکسته نویسی از زمانی که در نیمه دوم قرن ۱۲ درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند و آن را قانونمند نمود، و تا به امروز همان مکتب و شیوه قابلیت خود را حفظ کردهاست.
بعد از درویش عبدالمجید طالقانی از شکسته نویسان مهم دوره قاجار میتوان از میرزا حسن اصفهانی , محمد رضا اصفهانی , میرزا کوچک اصفهانی , محمد علی شیرازی و نهایتاً سید علی اکبر گلستانه را نام برد که پل ارتباطی بود بین نسل گذشته با دوران معاصر. [۷] میرزا غلام رضا شکسته را بسیار نزدیک به درویش مینوشت و از سید گلستانه آثار درخور توجهی در خط شکسته نستعلیق باقی ماندهاست.
در سال ۱۳۱۹ پس از وفات سید گلستانه، رکود طولانی و عظیمی در پیشرفت این خط رخ داد و این رکود تا سال ۱۳۵۰ شمسی ادامه یافت و تا آن سال اغلب خوشنویسان با یک دیدگاه سلیقهای و غیر اصولی به این خط میپرداختند. در سال ۱۳۵۰ دوباره حرکت عظیمی در این امر انجام گرفت و خوشنویسان با تهیه عکسها و فتوکپیهایی که در دسترس بود، این خط زیبا را به جریان انداختند. [۸] اساتید یدالله کابلی خوانساری، محمدحسین عطارچیان و رضا مشعشعی در این میان نقش مهمی را ایفا کردند. یدالله کابلی خوانساری بیش از یک دهه از سال ۱۳۵۰، به تنهایی به آموزش خط شکستهنستعلیق در انجمن خوشنویسان ایران پرداختهاست.
ویژگیها
خط شکسته در بدو پیدایش عمدتاً به دلیل سرعت در نوشتن پدیدار گشت و با رها شدن قوسها و سایش دندانهها و اتصالات حروف و کلمات در خط نستعلیق بوجود آمد.این رهایی و روان شدن تا جایی رسید که پیوستگیهای بی شماری را به دنبال داشت که همین امر موجب دشوار شدن خواندن آن شد.
ترکیب بندی و طراحی صفحه در خط شکسته از اهمیت بسیاری برخوردار است، چرا که خط شکسته به دلیل پیچشهای بسیار در کلمه وسط، کلیات ترکیب آن نیز از فرم خاصی تبعیت میکند. قدما در ترکیب بندی از اقلام ریز و غالباً از یک قلم استفاده میکردند ولی شکسته نویسان امروزی ترکیبی از اقلام مختلف از غبار تا جلی و شش دانگ را در یک صفحه ترکیب میکنند. در این شیوه هر قطعهای فرم و فضاو ترکیبی خاص خود را پیدا میکند و شاید عمده ترین تحولی که در خط امروز و در صفحه آرایی خط شکسته پدید آمده، همین تنوع و تازگی است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10:0 توسط مهدی حسین پور
ظهور خط شکسته نستعلیق(معاصر)
به دست توانای هنرمند ارزنده ایران
جناب استاد یداله کابلی
خوانساری
بی هیچ تردید استاد ید الله کابلی خوانساری از تاثیر گذارترین هنر مندان معاصر است که با پدید آوردن شیوه ای تلفیقی در خط شکسته توانسته است بسیاری از نیاز های جامعه هنری امروز را جوابگو باشد .ایشان با توجه به آموخته های سالیان متمادی از استادان معاصر و گذشته بصورت حضوری و دیداری توانسته نیاز دلهای مشتاق و جویای کمال در هنر ُ علی الخصوص خط شکسته را پاسخگو باشند.
استاد یدالله کابلی متولد 1329 هجری شمسی در خوانسار است که فعالیت های رسمی خوشنویسی خود ار از سال 1347 آغاز نموده است .
خط نستعلیق را حدود سه سال در نزد استاد , شادروان سید حسن میر خانی آموخت. چنانچه که خود استاد می گوید در آن زمان جز اندک نسخه های خط شکسته نستعلیق که هر از چند گاه در نشریات چاپ می شد اثری از این نوع خط یافت نمی شد لیک همان چند عکس بی رمق چنان استاد را به خود مجذوب کرد که پس از کسب اجازه از استاد خود به سمت احیاء این خط کشیده شد تا اینکه بعدا آموزش این هنر اصیل در دستور کار انجمن خوشنویسان قرار گرفت.
از اساتید شکسته نویس دیرین باید استاد درویش عبد المجید – خورشید پرفوغ و بی غروب شکسته نویسی – را نام برد که بعد از آن میرزا حسن اصفهانی , محمد رضا اصفهانی , میرزا کوچک اصفهانی , محمد علی شیرازی و نهایتا سید گلستانه را نام برد که پل ارتباطی بود بین نسل گذشته با دوران معاصر. استاد کابلی از جمله نادر هنر مندانی است که نه تنها نسوخ ذوق هنری افراد را در شیوه نگارش را نفی نمی کند بلکه چنانچه بدعت ها خارج از اصول و قواعد مقبول نباشد یکی از نقاط قوت خط می داند و همین نگرش باعث شده که سبک خود استاد , شمایل شکسته نویسی را به سر حد اعلی برساند و همین باعث احیاء دوباره خط و گرایش جوانان امروز به این خط شده است.
نیاز جان مشتاق انسانهای امروز خود گویای طریق نو میباشدکه دل پویا یابنده آن خواهد بود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:10 توسط مهدی حسین پور




